تصمیم گیری بهینه (توسعه مهارتهای تصمیم‌گیری)

تصمیم‌گیری چند شاخصه

در زندگی و در کسب و کار دائما با شرایطی روبرو می‌شویم که باید از گزینه‌های مختلف بهترین و مناسب‌ترین گزینه را انتخاب کنیم. خرید اتومبیل، انتخاب دانشگاه و رشته تحصیلی، انتخاب شغل یا محل کار، انتخاب همسر و حتی در کسب و کارمان انتخاب مشتری، تامین کننده، شریک و ... .مثالهایی از این تصمیم‌گیریها هستند. نکته‌ای که این تصمیم‌گیریها را پیچیده می‌سازد این است که معمولا شاخص‌ها و معیارهای ما نیز بیش از یک مورد و متفاوت هستند. واضح است که اگر شاخص انتخاب فقط یک مورد مثلا فقط قیمت باشد، انتخاب ساده است و گزینه‌ای را بر می‌گزینیم که مناسبترین قیمت را داشته باشد. البته در مورد معیار مالی(هزینه یا درآمد) تکنیک قبلی یعنی تصمیم‌گیری اقتصادی ارائه گردید. اما فرض کنید که در یک مساله تصمیم‌گیری مثلا خرید اتومبیل پس از تعیین و اولیت‌بندی گزینه‌ها از نظر قیمت(و در صورت لزوم با استفاده از اصول تصمیم‌گیری اقتصادی)، معیارهای دیگری از جمله کیفیت، پرستیژ، خدمات پس از فروش نیز برایمان مهم باشد.

پیچیدگی این مساله (همچنین به مانند بسیاری از مسائل مشابه زندگی و کسب و کار) از چند جهت می‌باشد که سوالات زیر مبین این مساله است:

  1. میزان اهمیت هر معیار در تصمیم‌گیری ما چقدر است؟ یعنی در مقایسه دو گزینه اگر یکی هزینه بیشتر اما کیفیت بهتری داشته باشد، تا چه حد هزینه مهم است و تا چه حد کیفیت؟
  2. چگونه به گزینه‌ها در معیارهای مختلف امتیاز دهیم تا بتوانیم آنها را با هم مقایسه کنیم چون برخی از امتیازها کمی‌اند(مثل قیمت) و برخی کیفی(مثل پرستیژ)
  3. چگونه به گزینه‌ها در معیارهای مختلف امتیاز دهیم تا بتوانیم آنها را با هم مقایسه کنیم چون اگر هم هر دو کمی باشند اما از یک جنس نیستند(مثلا قیمت از جنس ریال است و طول عمر از جنس زمان)
  4. چگونه به گزینه‌ها در معیارهای مختلف امتیاز دهیم تا بتوانیم آنها را با هم مقایسه کنیم چون اگر هم هر دو کمی باشند و از یک جنس هم باشند، ممکن است در یک رنج نباشند(مثلا طول عمر مفید که عددی است بین 1 سال تا چند سال و زمان تحویل که عددی است بین 1 روز تا چند ماه)

موارد بالا مشخص می‌سازد که برای تصمیم‌گیری بهینه در حالتی که با چندین شاخص برای انتخاب یک گزینه از بین چند گزینه روبرو هستیم، نیاز به تکنیک خاصی داریم.

در مدیریت تکنیکهای پیچیده مختلفی برای اینگونه مسایل وجود دارد. اما نه فرصت یادگیری آن‌ها برای تمام افراد وجود دارد و نه اساسا چندان نیاز ضروری به بکاربردن تکنیکهای پیچیده وجود دارد چرا که همه افراد با تجربه خود می‌توانند تصمیمی حدودا نزدیک به بهینه بگیرند و هدف تنها این است که این تصمیمات کمی بهینه‌تر شده و به واقعیت ذهن ما نزدیکتر گردند. لذا تکنیکی که توسط گروه هانا ارائه می‌گردد، ساده‌سازی شده یک مدل تصمیم‌گیری چند معیاره می‌باشد که در ادامه توضیح آن ارائه گشته و کاربرد عملی آن را می‌توانید با دانلود ابزار شماره 6 و مثال آن، فرا بگیرید.

 

تکنیک تصمیم‌گیری چند معیاره:

  1. ابزار شماره 6 را از وب‌سایت دانلود نمایید.
  2. گزینه‌های خود را در به صورت ستونی در ستون اول سمت راست ماتریس بنویسید.
  3. معیارهای خود را به صورت سطری در سطر بالای ماتریس به مانند مثال بنویسید.
  4. با استفاده از طیف لیکرت به صورت زیر وزن معیارهای مختلف از نظر خودتان را تعیین کرده و در سطر زیر معیارها بنویسید:

استفاده از طیف لیکرت در وزن دهی به معیارها:

طیف لیکرت یکی از پرکابردترین ابزارهای مدیریتی در کمی کردن شاخصهای کیفی و نیز وزن دهی به معیارهاست. منظور از طیف، یک رنج از اعداد است که در دوسوی یک نمودار قرار می‌گیرد. در این طیف میزان اهمیت هر معیار را از بین پنج حالت(بسیار مهم، مهم، متوسط، کم، بسیار کم) انتخاب نموده و عدد متناظر آن را به عنوان عدد اولیه آن معیار انتخاب کنید. این کار را برای کلیه معیارها انجام دهید. در مرحله بعد جهت محاسبه وزن و اهمیت هر معیار، عدد انتخاب شده آن معیار را بر مجموع اعداد همه معیارها تقسیم کنید.

  1. با استفاده از طیف لیکرت امتیاز هر گزینه در هر معیار را بدست آورده و در سلول مربوطه در ماتریس قرار دهید. در این طیف میزان مقبولیت هر گزینه را از بین پنج حالت(بسیار خوب، خوب، متوسط، ضعیف، بسیار کم) انتخاب نموده و عدد متناظر آن را به عنوان عدد اولیه آن معیار انتخاب کنید.
  2. پس از ورود کلیه اعداد در سلولهای مربوطه، جهت محاسبه نهایی امتیاز کل هر گزینه، باید عدد هر گزینه در هر معیار را در وزن آن معیار ضرب نموده و با امتیاز آن گزینه در ضرب معیار بعدی جمع کنید و اینکار را تا پایان کلیه امتیازات گزینه مربوطه در کلیه معیارها ادامه دهید.(به مثال مربوطه توجه نمایید).
  3. گزینه با بالاترین امتیاز نهایی را به عنوان گزینه برتر انتخاب نمایید.

 

تصمیم‌گیری اقتصادی

یکی از مهمترین مسائلی که در زندگی دائما با آن روبرو می‌شویم، تصمیم‌گیری است. مسائل تصمیم‌گیری را به طور کلی می‌توان به دو دسته تقسیم نمود:

الف- تصمیم‌گیری در خصوص انتخاب یا عدم انتخاب یک گزینه مثلا: خرید یا عدم خرید یک وسیله، رفتن یا نرفتن به یک سفر، فروختن یا نفروختن یک دارایی و ...

ب- تصمیم‌گیری در خصوص انتخاب بهترین گزینه از میان چند گزینه مثلا: خرید بهترین ماشین از میان چند گزینه موجود، انتخاب بهترین مسیر از میان چند گزینه موجود، سرمایه‌گذاری در بهترین طرح از میان چند طرح موجود.

در هر کدام از دوحالت بالا جهت انتخاب یا تصمیم‌گیری بهینه، به عبارت دیگر جهت حل مسایل تصمیم‌گیری با دو وضعیت متفاوت ممکن است روبرو باشیم:

  1. فقط یک شاخص برایمان مهم است. مثلا اگر فقط شاخص مالی مد نظر باشد، یعنی در حالت الف، اگر از نظر اقتصادی توجیه داشته باشد آن خرید را انجام داده یا آن مورد را انتخاب می‌کنیم و در حالت ب گزینه‌ای که از نظر اقتصادی بهتر باشد را انتخاب می‌کنیم.
  2. اگر چند شاخص برایمان مهم باشد. مثلا هم مالی، هم کیفیت، هم پرستیژ و .... یعنی در حالت الف اگر از نظر شاخص‌های مختلف توجیه داشته باشد آن مورد را می‌پذیریم و در حالت ب گزینه‌ای که از نظر شاخصهای مختلف بهترین باشد را انتخاب می‌کنیم.

وضعیت 2 را در بخش تصمیم‌گیری چند شاخصه مدل اصلی هانا فرا خواهید گرفت(فصل بعد). لذا در این قسمت این حالت را در نظر نمی‌گیریم و تکنیکهای مربوط به وضعیت 1 را برای دو حالت الف و ب خواهیم آموخت.

لذا مساله ما در این فصل این است:

از نظر اقتصادی چگونه می‌توان تصمیم‌گیری درست و بهینه‌ای را جهت انتخاب یا عدم انتخاب یک گزینه انجام داد و نیز چگونه می‌توان از نظر اقتصادی بهترین گزینه را از بین چند گزینه انتخاب نمود؟

شاید فکر کنید پاسخ این سوال ساده است و خیلی راحت می‌توان پاسخ را در هر دو حالت بیان کرد. مثلا در حالت ب گزینه‌ای را انتخاب می‌کنیم که قیمت کمتری دارد و ارزان‌تر است چون فقط شاخص قیمت برایمان مهم بوده است. اما مساله به این سادگی نیست.

 جهت درک بهتر پیچیدگی این مسایل در نظر بگیرید که یکی از دوستانتان به شما پیشنهاد سرمایه‌گذاری در یک طرح را می‌دهد. پولی را که طلب می‌کند شما دارید اما اگر بدانید که پول شما یکساله برمی‌گردد یا 5 ساله فرقی نمی‌کند؟ اگر بدانید که در ازای این مبلغ بعد از یکسال دو برابرش را برمی‌گرداند یا بعد از یکسال 3 برابر فرقی نمی‌کند؟ اگر سرمایه‌گذاری خیلی خوبی باشد و شما پول آنرا کامل نداشته باشید، شرایط دریافت این پول از شما در تصمیم‌گیری اتان نقشی ندارد یعنی اینکه همه را یکجا بخواهد و یا بصورت ماه به ماه؟

می‌توان مثالها و شرایط نمونه بسیار زیادی را مطرح نمود که نشان دهنده این خواهد بود که در حالتی که فقط شاخص اقتصادی برایمان مهم است، تصمیم‌گیری نیاز به مهارت و یادگیری تکنیکها و اصول خاصی دارد.

گروه مشاوران هانا مسلما قصد ندارد که آموزش اقتصادی کاملی را در این مدل ارائه نماید اما با توجه به وسعت کاربرد و سطح اهمیت اینگونه مسایل در زندگی روزمره برخی از اصول و تکنیکهای با اهمیت اقتصادی را در حالت بسیار ساده سازی شده و خلاصه و در عین حال کاربردی ارائه داده و آموزش می‌دهد. در صورت نیاز به بررسی و انتخاب بیشتر مسائل شخصی‌اتان در این راستا و یا آموزش کاملتر می‌توانید با مشاوران این شرکت تماس بگیرید.

در ابتدا با برخی مفاهیم اساسی آشنا می‌شویم و سپس یک تکنیک مهم را یاد گرفته و برای یک مثال بکار می‌بریم.

 توجه کنید که مسائل تصمیم‌گیری اقتصادی، تکنیکها و روشهای زیادی دارد و در طرح های بزرگ اقتصادی مشاوران، طرح‌های امکانسنجی اقتصادی و طرح‌های توجیهی نوشته و از این طریق تحلیلهای زیادی را بکار می‌برند. اما قرار نیست که همه ما مشاور اقتصادی شویم لذا قصد بر این است که حداقلهای نگاه اقتصادی را فرا گرفته و هر فرد با هر سطح توان علمی با مفاهیم پایه‌ای اقتصادی آشنا شده و بتواند در زندگی روزمره‌اش آنها را بکار گیرد.

مفاهیم پایه‌ای:

1-جریان مالی:

هر طرح در حالت کامل خود، چند مشخصه دارد:

  • سرمایه‌گذاری اولیه (پولی که اول می‌دهیم)
  • هزینه‌های متوالی(هزینه‌های سالانه یا ماهانه یا هفتگی ...)
  • درآمدهای متوالی(درآمدهای سالانه یا ماهانه یا هفتگی...)
  • مدت زمان طرح(تصمیم‌گیری اقتصادی ما به مدت زمان طرح وابسته است. یعنی اگر طرح را برای 5 سال آینده بررسی کنیم ممکن است نتیجه آن برای حالتی که همین طرح را برای 4 سال آینده بررسی می‌کنیم متفاوت باشد)
  • ارزش اسقاطی(ارزش روز آخر) 

معمول است که همه موارد بالا را در یک نمودار بصورت شماتیک زیر و برای درک بهتر نشان می‌دهند که در ادامه کاربرد این مساله را خواهیم آموخت:

 

تصمیم گیری بهینه (توسعه مهارتهای تصمیم‌گیری)

 

1-ارزش فعلی یا ارزش زمانی پول(تاثیر بهره)

شاید درک این مشخصه چندان سخت نباشد چرا که همه ما دائما در زندگی با آن روبرو بوده و در محاسبات مختلف اقتصادی خود آن را در نظر می‌گرفتیم. ارزش زمانی پول یعنی این‌که یک میلیون تومان الان یکسال دیگر چقدر ارزش دارد. و یا یک میلیون تومان یکسال دیگر ارزشش به اندازه چند تومان الان است. شاید بگویید ساده است منظور تورم است. نه منظور بهره است. بهره بانکی و بهره بازاری. یعنی زمان ارزش پولی دارد. این دقیقا موردی است که محاسبات مسایل تصمیم گیری اقتصادی را کمی سخت می‌سازد. اما نگران نباشید با کمی دقت و استفاده از تکنیکهای ساده می‌توان این مسائل را حل نمود.

ارزش فعلی به طور دقیق یعنی عکس بهره.

فرض کنید یک میلیون تومان را در یک بانکی گذاشته‌اید که سالی 20% سود می‌دهد. یعنی یکسال دیگر می‌توانیم یک میلیون و دویست هزار تومان از بانک بگیریم. به عبارت دیگر اصل و فرع پول ما در سال دیگر برای 000,200,1 تومان خواهد بود.

حال اگر بپرسیم ارزش فعلی 000,200,1 یکسال دیگر چقدر است؟ پاسخ واضح است که باید بهره یا سود یکساله آن را از عدد 000,200,1 کم کنیم که برابر 000,000,1 می‌شود. پس مفهوم آنرا متوجه شدیم.

اما اگر بگوییم 000,200,1  مربوط به 2 سال دیگر با سود بانکی یا بهره 20% برابر چند تومان الان است محاسبه چگونه می‌شود؟ 5 سال دیگر چطور؟ خب می‌بینیم که محاسبات در حال سخت‌تر شدن است. قرار هم بود که ما مشاور اقتصادی نشویم پس چه باید کرد؟ باید با مشاوران هانا تماس بگیریم؟ خیر در این سطح از سوالات الزامی نیست. اگر به دقت به توضیحات و مثال ادامه مطلب توجه نمایید مسایل اینچنینی قابل حل خواهد بود. فعلا با مفاهیم آشنا می‌شویم.

2-تورم

مفهومی که امروزه برایمان بسیار قابل لمس است اما شاید خیلی از شما مفهوم دقیق اقتصادی و علمی آنرا ندانید. بنابراین سعی می‌کنیم که بصورت ساده آنرا بیان کنیم:

جهت درک بهتر مفهوم تورم و بهره را با هم و با یک مثال بیان می‌کنیم. به مثال قبل توجه کنید. ما در یک بانک که سود سالانه 20% می‌دهد، 000,000,1 پول گذاشته‌ایم و یکسال دیگر 000,200,1 تومان به ما خواهد داد. فرض کنید که همین امروز با 000,200,1 تومان پول می‌توانیم  100 عدد از یک وسیله خاصی را بخریم. حال به سال بعد می‌رویم که متوجه می‌شویم قیمتها افزایش یافته و با 000,200,1 تومان 90 عدد از آن وسیله را می‌توانیم بخریم. بنابراین ارزش پول ما 10% کاهش یافته که می‌گوییم تورم سالانه این کالا 10% است. پس در اصل 000,000,1 امسال ما اگر در همان بانک سرمایه‌گذاری شود و تنها برای خرید همان نوع کالا در نظر گرفته شود، با توجه به بهره 20% و تورم 10% آن کالا، یکسال دیگر برابر 000,100,1 تومان خواهد بود.

لذا ما همواره در خصوص پول و سرمایه‌امان با دو مفهوم روبرو هستیم که باید هر دو این مفاهیم مد نظر قرار بگیرد. یکی اینکه پول امروز ما با توجه به نوع سرمایه گذاری ... سال دیگر دقیقا چه عددی می‌شود؟ و مساله بعدی این است که ارزش آن عدد با توجه به تورم موجود چقدر خواهد بود؟

چگونگی تصمیم‌گیری اقتصادی با استفاده از مفاهیم ذکر شده و با یک مثال:

فرض کنید قصد دارید که 20 میلیون پول دارید و به شما پیشنهاد شده است که در این پول را صرف خرید یک خودرو کرده و آن را به یک راننده بدهید تا با آن کار کرده و ماهانه مبلغی را به شما بدهد. این مساله تصمیم‌گیری شماست که این کار به صرفه است یا نه(حالت الف):

مشخصه‌های مساله شما این موارد است:

سرمایه‌گذاری اولیه: 20 میلیون تومان

درآمد ماهانه(مبلغ ثابتی که از راننده دریافت می‌دارید): ماهی 700 هزار تومان که برابر سالی 000,400,8 می‌باشد(معمولا بهتر است همیشه درآمدها و هزینه‌های متوالی را به سالانه بدست آورید)

هزینه ماهانه(هزینه‌های تعمیر و نگهداری و جانبی): 200 هزار تومان که برابر سالی 000,400,2 می‌باشد.

مدت زمان طرح: این یک زمانی است که شما باید تعیین کنید. یعنی می‌خواهید این طرح را برای چه مدتی بررسی نمایید. این یک مساله شخصی است که همانطور که قبلا ذکر شد با تغییر این زمان نتایج نیز متفاوت می‌شود. حال فرض کنید می‌خواهید ارزیابی کنید که در یک بازه 4 ساله این طرح خوب است یا نه

ارزش اسقاطی: یعنی بعد از چهار سال(مدت زمان مورد بررسی تعیین شده توسط خودتان) پیش‌بینی می‌کنید که با توجه به کهنه شدن آن قیمت این خودرو در  آن زمان چقدر باشد. فرض کنید 12 میلیون تومان باشد.

پس جریان نقدینگی بصورت زیر خواهد بود:

تصمیم گیری بهینه (توسعه مهارتهای تصمیم‌گیری)

نحوه محاسبه:

(باز هم این نکته اشاره می‌گردد که روشهای مختلفی در بررسی اقتصادی وجود دارد که هر کدام نقاط قوت و ضعف خود را دارند اما در اینجا سعی شده است که بهترین روش با ساده‌ترین حالات ذکر شود).

کاری که باید بکنیم این است :

  1. ارزش فعلی کل درآمدها را با توجه به مدت زمان طرح محاسبه کنید(ارزش اسقاطی نیز یک درآمد است). یعنی درآمد یکسال دیگر را با توجه به نرخ بهره 20% به زمان حال منتقل کنید. درآمد 2 سال دیگر را نیز به امسال منتقل کنید و .... و سپس همه آنها را با هم جمع کنید که به درآمد کل در زمان حال برسید.
  2. ارزش فعلی هزینه‌ها را محاسبه کنید و همه را با هم جمع کنید تا به هزینه کل زمان حال برسید. همه آنها را (از جمله سرمایه گذاری اولیه) را با هم جمع کنید.
  3. عدد بدست آمده از بند 1 را از بند 2 کم کنید.
  4. اگر عدد بزرگتر از صفر بود می‌توان طرح را انتخاب کرد چراکه بدین معنی است که در کل سود می‌کنیم. اگر کوچکتر از صفر بود نشان دهنده این است که در این کار ضرر می‌کنیم و نباید انتخاب کرد.

حل مثال:

تصمیم گیری بهینه (توسعه مهارتهای تصمیم‌گیری)

ارزش فعلی کل مثبت شده است پس ضرر نمی‌کنیم. اما دقت کنید که اگر برای 3 سال محاسبه می‌کردیم یعنی اگر درآمدها و هزینه‌های سال سوم را در نظر نگیریم و ارزش اسقاطی را در پایان سال سوم با همان 000,000,12 تومان در نظر بگیریم، پاسخ منفی می‌شد.

بنابراین می‌توان دید که به طور کلی هر عدد یا شرایطی را تغییر دهیم پاسخ تغییر می‌کند پس ضروری است که تمام این مراحل به درستی طی شود.

اما دو سوال مهم:

  1. ارزشهای فعلی را چگونه به راحتی حساب کردیم؟

پاسخ: از ابزار ... استفاده کنید.

  1. معمولا ما با شرایطی روبرو هستیم که باید تصمیم بگیریم که اگر این طرح را نپذیریم در مقابل چه کار دیگری می‌توانیم انجام دهیم؟

پاسخ: این حالت ب است. یعنی انتخاب بهترین طرح از بین طرح های موجود یا انتخاب بهترین پیشنهاد از بین پیشنهادهای موجود.

حالت ب

اگر به مانند طرح و پیشنهاد بالا چند مورد دیگر هم داشته باشیم. در اینجا مساله این می‌شود که چگونه بهترین گزینه را انتخاب کنیم؟

مراحل آن به شرح زیر است:

  1. برای هر طرح ارزش فعلی مجموع هزینه‌ها را محاسبه کنید.
  2. برای هر طرح مجموع ارزش فعلی درآمدها را نیز محاسبه کنید.
  3. برای هر طرح ارزش فعلی درآمدها را به ارزش فعلی هزینه‌ها تقسیم کنید.( ارزش فعلی درآمدها در صورت کسر و ارزش فعلی هزینه‌ها در مخرج کسر). به این عدد نسبت سوددهی می‌گویند.
  4. عدد بدست آمده برای طرح‌های مختلف (نسبت سوددهی طرح‌های مختلف) را با هم مقایسه کنید. هر طرح که نسبت سوددهی بزرگتری داشت یعنی عدد بزرگتری داشت، آن طرح بهتر است.

 

 

 

 مولف:   محمد بزازی

نظرات کاربران

نظر خودتان را بنویسید