اهمیت برنامه ریزی در مدیریت سازمان چیست؟

هر سازمان به عنوان بخشی از چرخه عمر خود به طور مداوم، در چهار وظیفه اصلی مدیریت که شامل برنامه ریزی، رهبری، سازماندهی و کنترل می باشد، فعالیت می کند که مهمترین آن ها برنامه ریزی است. برنامه ریزی بخشی از مدیریت است که مربوط به ایجاد رویکردها، قواعد و دستورالعمل برای دستیابی به هدف مورد نظر است. سایر توابع مدیریتی نیز در صورتی که اثربخش باشند، باید برنامه ریزی شود.
مدیران در همه سطوح برنامه ریزی به عنوان هدف، متمرکز هستند، بنابراین اهداف باید برای فعالیت های روزمره و همچنین طرح های طولانی مدت گسترده تر، تنظیم شوند.

برنامه ریزی چیست؟

برنامه ریزی، پایه اساسی همه توابع مدیریتی است که شامل ایجاد اهداف، تعیین اهداف و تعریف روش هایی است که این اهداف باید دست یابند. بنابراین، یک رویکرد منطقی برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. برنامه ریزی، شامل انتخاب ماموریت ها، اهداف و اقدامات برای دستیابی به آنها است. یک جنبه مهم برنامه ریزی تصمیم گیری است یعنی انتخاب گزینه های مناسب برای مسیر آینده.
سازمان ها به طور معمول باید در جهت اهداف دراز مدت و کوتاه مدت برای آینده برنامه ریزی کنند. با پیش بینی بازار و روند اجتماعی-سیاسی-اقتصادی، مدیران می توانند برنامه ای برای تعیین شرکت مورد نظر خود در آینده داشته باشند. برنامه ریزی شامل تعیین انواع و حجم مختلفی از منابع فیزیکی است که از خارج از سازمان به دست می آید، تخصیص این منابع به روش کارآمد در میان ادعاهای رقابتی و ایجاد ترتیب در تبدیل سیستماتیک این منابع به خروجی های مفید است.
از آنجا که برنامه ها برای دستیابی به اهداف ایجاد شده اند، هر برنامه باید منجر به هدف و اهداف سازمان شود. یک شرکت سازمان یافته برای دستیابی به اهداف گروه از طریق همکاری مطلوب و هدفمند، وجود دارد.
برنامه ریزی فاصله بین جایی که سازمان در حال حاضر است و می خواهد در آینده باشد را پلی ایجاد می کند. در غیاب برنامه ریزی، رویدادها به شانس تبدیل می شوند.

اهمیت برنامه ریزی

اهمیت برنامه ریزی به عنوان عامل اصلی در فرآیند مدیریت، پذیرفته شده است. برنامه ریزی نه تنها ثبات و اطمینان را برای کسب و کار به ارمغان می آورد، بلکه به معنای هدف و جهت یکپارچه برای دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده نیز می باشد.

اهمیت برنامه ریزی

دلایل اصلی حمایت از برنامه ریزی سیستماتیک توسط مدیران :

  • جهت دهی: برنامه ریزی یک وحدت هدف را فراهم می کند و همه منابع را برای رسیدن به اهداف مشترک گرد هم می آورد. بدون برنامه ها و اهداف، سازمان ها به رویدادهای روزمره به صورت تک کاره و بدون در نظر گرفتن فرصت های بلند مدت پاسخ خواهند داد.
  • کمبود منبع: بحران منابع چالش بزرگی برای سازمان ها است. مدیران وظیفه بهینه سازی خروجی منابع محدود انسانی، منابع مادی و مالی را از طریق برنامه ریزی هوشمند انجام می دهند، در غیر این صورت، ناکارآمدی، باعث افزایش قیمت ها و کمبود شدید منابع می شود.
  • عدم قطعیت: عدم قطعیت یک چالش عمده حتی برای برنامه ریزان هوشمند است. سازمانها به طور مداوم در زمان انجام وظایف خود با عدم قطعیت های خرد و کلان اقتصادی مواجه هستند. برنامه ریزی به مدیران کمک می کند تا چنین تغییراتی را پیش بینی کنند و این چالش ها را برطرف کنند.

علاوه برعوامل بالا، چندین دلیل عملی برای فرموله کردن برنامه ها وجود دارد.

  • تمرکز بر فعالیت سازمانی بر مجموعه ای از اهداف آگاهانه ایجاد شده.
  • فراهم آوردن یک راهنمای سیستماتیک برای فعالیت های آینده.
  • افزایش خروجی سازمانی از طریق عملیات کارآمد.
  • تفکر سیستماتیک را تشویق می کند. همچنین برنامه ریزی، تفویض اختیار را تسهیل می کند، شکاف های ارتباطی را از بین می برد و در نتیجه کارایی کلی را افزایش می دهد.

 

نظرات کاربران

نظر خودتان را بنویسید