یکپارچه سازی در زنجیره تامین و سیستم های کششی و فشاری

یکپارچه سازی زنجیره تامین می تواند به صورت همکاری در یک زنجیره تامین که عمدتا با سیستم های اطلاعات مدیریت (MIS) اشتراکی تعریف می شود. یک زنجیره تامین از همه بخش هایی که در تکمیل خرید شرکت دارند، مانند منابع، مواد خام، تولید محصول، حمل و نقل و تسهیل خدمات تشکیل می شود.
سطوح مختلفی در یکپارچه سازی زنجیره تامین وجود دارد. ما با کمک یک مثال از شرکت تولید کننده کامپیوتر این موضوع را شرح می دهیم. قدم اول در یکپارچه سازی شامل انتخاب بازرگانان برای تامین ورودی ها و حصول اطمینان از انطباق آنها برای تهیه مقدار مشخصی محصول در سال است. در اینصورت این اطمینان حاصل می شود که شرکت دارای مواد لازم برای تولید خروجی مورد انتظار (رایانه ها) در طول سال است.
اگر ما به یک سطح بالاتری حرکت کنیم، گام بعدی این است که شرکت ها را با دقت بیشتری یکپارچه سازی کنیم. شرکت تولید کننده مادربورد ممکن است یک کارخانه نزدیک به کارخانه مونتاژ بسازد و همچنین ممکن است نرم افزار تولید را به اشتراک بگذارد. از این رو، این شرکت قادر خواهد بود تا ببینید که چه تعداد مادربورد در ماه های آینده مورد نیاز است و می تواند آنها را در زمان مناسب تامین کند.
سطح بالاتر به عنوان یکپارچه سازی عمودی نامیده می شود. این سطح زمانی شروع می شود که زنجیره تامین یک شرکت متعلق به خود شرکت باشد. در اینصورت شرکت کامپیوتری برای اطمینان از تامین قطعات مورد نیاز ممکن است شرکت تولید کننده مادربورد را بخرد.

سیستم فشاری

در زنجیره تامین فشاری، کالاها با کمک یک رسانه از نقطه منبع، به عنوان مثال سایت تولید تا خرده فروشی، یا سایت توزیع، تحت فشار قرار می گیرند. سطح تولید مطابق با الگوهای سفارش قبلی توسط تولید کننده تنظیم می شود.
یک زنجیره تأمین فشاری، زمان زیادی را برای پاسخ دادن به نوسانات تقاضا در نظر می گیرد که می تواند باعث تاخیر شود و به سطح خدمات غیر قابل قبول محصول منجر شود.
این سیستم مبتنی بر بررسی تقاضای مشتری است و تلاش می کند تا بسیاری از محصولات را تا حد ممکن به بازار عرضه کنند. در نتیجه، تولید وقت گیر می شود زیرا تولید کننده و خرده فروش تلاش می کنند تا به تغییرات در بازار پاسخ دهند. پیش بینی نقش مهمی در سیستم فشاری دارد.
سطح بهینه محصولات می تواند از طریق پیش بینی طولانی مدت ایجاد شود. این ماهیت سیستم فشار باعث هزینه بالا در تولید، موجودی و همچنین هزینه حمل و نقل بالا به دلیل تمایل شرکت به توقف محصولات در هر مرحله منجر می شود.
بنابراين، در ديدگاه یکپارچه سازی زنجيره تامين فشاری، مدير شرکت ممکن است گاهي نتواند پاسخ مناسبی به نوسانات تقاضا دهد. این سیستم منجر به موجودی بالا و دسته های بزرگ می شود.
در اینجا، شرکت ها بیشتر به کاهش هزینه های زنجیره تامین توجه می کنند. این مدل سیستم، با مدیریت تقاضا و مدیریت حمل و نقل مواجه است.

سیستم کششی

زنجیره تامین کششی، مبتنی بر تکنیک های تقاضا است. تدارک، تولید و توزیع، به جای پیش بینی تقاضا است. این سیستم همیشه از سیستم ساخت بر اساس سفارش (make-to-order) پیروی نمی کند.
با توجه به این مدل، موجودی به صورت محدود نگهداری و مصرف می شود. در این سیستم، تقاضا واقعی است و شرکت به خواسته های مشتری پاسخ می دهد. این به شرکت در تولید میزان دقیق محصولات مورد نیاز مشتریان کمک می کند.
اشکال عمده در این سیستم این است که تقاضا بیش از مقدار تولید شده است، این شرکت قادر به پاسخگویی سریع به تقاضای مشتری نیست، و به نوبه خود منجر به از دست دادن هزینه های فرصت می شود.
اساسا در سیستم کششی، کل زمان اختصاص داده شده برای تولید محصولات کافی نیست. واحد تولید و واحد توزیع شرکت به تقاضا متکی است. از این دیدگاه می توان گفت که این شرکت دارای یک زنجیره تامین واکنش پذیر است.
بنابراین، موجودی و تنوع کمتر است. این امر لید تایم را در فرآیند به حداقل می رساند. بزرگترین اشکال در یکپارچه سازی زنجیره تامین کششی این است که رتبه بندی تولید و عملیات نمی تواند قیمت را به حداقل برساند.

تفاوت سیستم فشاری و کششی

تفاوت عمده بین فشاری و کششی بودن در زنجیره تامین به شرح زیر است:

  • در سیستم فشاری، پیاده سازی از پیش بینی سفارش مشتری شروع می شود، در حالی که در سیستم کششی، پیاده سازی به عنوان یک نتیجه از سفارش مشتری آغاز می شود.
  • در سیستم فشاری، عدم قطعیت در تقاضا وجود دارد، در حالی که در سیستم کششی، تقاضا دقیق است.
  • سیستم فشاری یک فرایند احتمالی است در حالیکه سیستم کششی یک فرآیند واکنش پذیر است.
  • سطح پیچیدگی در سیستم فشاری بالا است در حالی که در سیستم کششی کم است.
  • سیستم فشاری بر تخصیص منابع متمرکز است در حالیکه سیستم کششی بر پاسخگویی تأکید دارد.
  • سیستم فشاری دارای لید تایم طولانی است، در حالی که سیستم کششی دارای لید تایم کوتاهی است.
  • سیستم فشاری به برنامه ریزی زنجیره تامین کمک می کند در حالیکه سیستم کششی تکمیل سفارش را تسهیل می کند.

پس می توان نتیجه گرفت، یکپارچگی زنجیره تأمین فشاری با هدف مینیمم سازی هزینه کار می کند در حالیکه یکپارچگی زنجیره تأمین کششی با هدف به حداکثر رساندن خدمات ارائه شده است.

سیستم فشار و کشش

اغلب ما در یک زنجیره تامین، هر دو سیستم فشار و کشش را ترکیب می کنیم، حد وسط بین مراحل سیستم های فشاری و کششی به عنوان مرز کشش شناخته می شود.
اصطلاحات "فشار و کشیدن" در لجستیک و مدیریت زنجیره تامین گنجانده شده است، اما این اصطلاحات به طور گسترده در زمینه بازاریابی و همچنین در کسب و کار هتل مورد استفاده قرار می گیرد.

سیستم های فشاری و کششی

برای ارائه مثال، وال مارت پیاده سازی استراتژی فشار و کشش است. به طور کلی، مصرف کنندگان از سیستم کشش برای کالاها یا اطلاعات مورد نیاز، استفاده می کنند، در حالی که تجار یا تامین کنندگان از سیستم فشار برای مصرف کنندگان استفاده می کنند.
در زنجیره های تامین، تمام سطوح و یا مراحل به طور فعال برای سیستم فشار و کشش فعال است. تولید در سیستم فشار بستگی به پیش بینی تقاضا دارد و تولید در سیستم کشش بستگی به تقاضای مصرف دارد.
حد وسط بين اين دو سطح به عنوان مرز کشش يا نقطه جدا شدن اشاره شده است. به طور کلی، این استراتژی برای محصولاتی توصیه می شود که عدم قطعیت در تقاضا بالا است. علاوه بر این، صرفه جویی در مقیاس (economies of scale) در کاهش تولید و یا هزینه های ارسال، نقش مهمی ایفا می کند.
به عنوان مثال، صنایع مبلمان از استراتژی فشار و کشش استفاده می کنند. در اینجا واحد تولید از استراتژی کششی استفاده می کند، زیرا تصمیم گیری بر اساس پیش بینی های بلند مدت ممکن نیست. در همین حال، واحد توزیع باید از مزایای صرفه جویی در مقیاس بهره مند شود تا هزینه حمل و نقل کاهش یابد، در نتیجه، از یک استراتژی فشاری استفاده می کند.

 

توسط

نگهداری و تعمیرات

هزینه‏ های نگهداری و تعمیرات، در مجموع، بخش عمده‏ای از هزینه ‏های تولید را در برمی‏گیرد. با توجه به نوع صنعت مورد بررسی، این هزینه چیزی حدود ۱۵ تا ۶۰ درصد هزینه م ...

نظرات کاربران

نظر خودتان را بنویسید