مفاهیم و فرآیند های بازاریابی

مفهوم بازاریابی یک مفهوم فلسفی است که شرکت ها باید نیاز های مشتریان خود را مورد بررسی قرار دهند و سپس تصمیم بگیرند تا این نیازها را به گونه ای بهتر از رقبای خود برآورده سازند. امروزه اکثر شرکت ها مفاهیم بازاریابی را به صورت مختلف به کار گرفته اند. اکنون به مفاهیم عمده بازاریابی بپردازیم.

مفاهیم عمده بازاریابی

  • مفهوم تولید
  • مفهوم فروش
  • مفهوم بازاریابی

مفهوم تولید

با توجه به مفهوم تولید، شرکت باید تولید خود را بر روی موارد کارآمدتر متمرکز کند و همچنین بر عرضه اقلام کم هزینه که تقاضا بیشتری دارند متمرکز شود.
سوالات کلیدی که یک شرکت باید قبل از تولید یک محصول از خودش بپرسد:

  • آیا می توانیم این محصول را تولید کنیم؟
  • می توانیم مقدار کافی از آن را تولید کنیم؟

این مفهوم در دهه 1920 به درستی کار می کرد؛ زیرا اقلامی که تولید می شد عمدتا از نیازهای اساسی بود و سطح تقاضا نسبتا بالا بود. تقریبا همه چیزهایی را که تولید می شد، به راحتی نیز می توان توسط یک تیم فروش فروخته می شد. در کل، این مفهوم تا اواخر دهه 1920 تحت کنترل بود.

مفهوم فروش

با توجه به این مفهوم، شرکت ها نه تنها محصولات را تولید می کنند، بلکه سعی می کنند مشتریان را متقاعد سازند که از طریق تبلیغات و فروش شخصی آن محصولات را خریداری کنند. قبل از تولید محصول، سوالات کلیدی که ممکن است وجود دشته باشد:

  • آیا می توانیم آن محصول را به فروش برسانیم؟
  • آیا می توانیم به اندازه کافی بر روی آن حساب کنیم؟

این مفهوم توجه کمی به اینکه آیا محصول واقعا مورد نیاز است دارد. هدف اصلی رقابت با تمرکز کمی بر رضایت مشتری می باشد. بازاریابی یک عملیات بعد از توسعه و تولید محصول می باشد. بسیاری از مردم تفاوت بین بازاریابی و فروش را نمی دانند حتی امروزه افراد برای واحدهای فروش از کلمه بازاریابی استفاده می کنند.

مفهوم بازاریابی

مفهوم بازاریابی متکی بر مطالعات بازاریابی برای تعریف بخش های بازار، سایز و الزامات بازار می باشد. برای برآوردن این الزامات، تیم بازاریابی تصمیمات مربوط به پارامترهای قابل کنترل آمیخته بازاریابی را جمع آوری می کند. این مفهوم بعد از جنگ جهانی دوم معرفی شد، زیرا مشتریان در آن زمان فقط می توانستند اقلامی که مورد نیازشان بود تهیه کنند. و این نیازها نیز واضح و مشخص نبود. سوالات کلیدی در آن زمان اینگونه بود:

  • مشتریان واقعا چه می خواهند؟
  • آیا می توانیم آن را بهبود دهیم در حالی که هنوز هم آن را می خواهیم؟
  • چطور می توانیم مشتریان راضی نگه داریم؟

در پاسخ به این نوع مشتریان، شرکت ها شروع به پذیرش مفاهیم بازاریابی کردند که شامل موارد زیر می شود:

  • تمرکز بر نیازهای مشتری قبل از توسعه محصول
  • هماهنگ کردن تمام عملیات شرکت برای تمرکز بر این نیازها
  • درنظرگرفتن سود با توجه به رفع نیازهای مشتری در بلند مدت

وقتی شرکت ها این مفهوم را پذیرفتند، در واقع بخش های بازاریابی جداگانه ای را ایجاد کردند که هدف آن تامین نیازهای مشتریان بود. اغلب این دپارتمان ها، بخش های فروش با مسئولیت های گسترده ای بودند. در حالیکه این یک ساختار اداری با فروش گسترده در برخی از شرکت ها یافت می شود، امروزه بسیاری از آنها خود را به سازمان های بازاریابی با تمرکز بر مشتری در سراسر جهان تبدیل کرده اند.

فرآیند مدیریت بازاریابی

فرآیند بازاریابی شامل شیوه هایی است که برای برآوردن نیازهای مشتریان ارزش ایجاد می کند. این یک سری اقدامات و واکنش های بین مشتریان و شرکت هایی است که تلاش می کنند برای مشتریان ارزش ایجاد کنند و نیازهای مشتریان را ارضا کنند. در فرآیند بازاریابی، وضعیت برای شناسایی فرصتها مورد بررسی قرار می گیرد، استراتژی برای پیشنهادات ارزشمند فرموله می شود، تصمیمات تاکتیکی گرفته می شود، برنامه اجرا شده و نتایج مورد نظارت قرار می گیرد.
چهار مرحله زیر در فرآیند بازاریابی دخیل هستند:

تجزیه و تحلیل وضعیت

تجزیه و تحلیل وضعیت که در آن شرکت خود را موظف که نیازهای برآورده نشده مشتری را شناسایی و تامین کند. تجزیه و تحلیل وضعیت و محیط برای شناسایی گزینه های بازاریابی، شناسایی قابلیت های شرکت و درک محیط هایی که در آن شرکت فعالیت می کند، انجام می شود.

استراتژی بازاریابی

پس از شناسایی گزینه های بازاریابی، یک برنامه استراتژیک برای پیگیری موارد شناسایی شده توسعه داده می شود. حال تجزیه و تحلیل انجام شده و بهترین گزینه انتخاب شده است، در نهایت یک برنامه یا استراتژی برای این گزینه ساخته می شود.

تصمیمات آمیخته بازاریابی

در این مرحله تصمیمات تاکتیکی دقیق برای پارامترهای قابل کنترل آمیخته بازاریابی گرفته می شود که شامل تصمیمات مربوط به توسعه، قیمت گذاری، توزیع و ارتقاء محصول است.

پیاده سازی و کنترل

سرانجام، برنامه بازاریابی اجرا می شود و خروجی تلاش های بازاریابی برای تنظیم آمیخته بازاریابی بر اساس تغییرات بازار مورد نظارت قرار می گیرد. این گام نهایی است، استراتژی نوشته شده یا برنامه ریزی شده را به صورت عملی پیاده سازی می کند و محصول با توجه به این فرآیند ارائه می شود.

 

نظرات کاربران

نظر خودتان را بنویسید