راهکار عملی اتخاذ تصمیمات سازمانی

مشکلات تعریف استراتژی بهینه کسب و کار

سالها است که تدوین استراتژی تبدیل به یکی از پر چالش ترین مباحث شرکتها شده است. مفهوم استراتژی خود بعضا مفهوم پیچیده ایست و تعاریف زیادی برای آن وجود دارد. اما خارج از بحث های علمی مربوطه نکته مهم این است که اکثر شرکتها جهت تعریف استراتژی های بهینه کسب و کارشان با مشکل روبرو هستند. برخی از این مشکلات شامل موارد زیر است:


1-  تعریف و تدوین استراتژی های سازمانی بصورت جملات کلی و غیر کاربردی .
2-  آشنا نبودن با سطوح مختلف استراتژی بدین نحو که برخی از شرکتها تنها اقدام به تدوین استراتژی های سطح کلان خود می نمایند و تکلیف چکونگی انجام آن ها را در سطوح پایین تر سازمان خود مشخص نمی کنند( یعنی عدم تعریف استراتژی های سطح وظیفه ای). بعبارت ساده تر این موضوع مشخص می شود که در چه بازارهایی  بهتر است ورود کنیم و یا چه ترکیب محصولات یا خدماتی را تولید نماییم اما این موضوع که چه نوع سیستم مالی یا منابع انسانی داشته باشیم و یا چه ساختار و نرم افزارها و سخت افزارهای مناسبی برای اجرا این استراتژی کلان تدوین شده داشته باشیم مشخص نمی شود.
3-  استفاده از روشها و تکنیکها و مدلهای یکسان برای تدوین استراتژی در تمامی شرکتها و صنعت ها و شرایط مختلف کسب و کاری. به عنوان مثال بسیاری از مدیران با دیدن دوره های کوتاه مدت MBA و امثال آن یا با استفاده از مشاورین کم تجربه از یکسری روشهای تکراری به مانند ماتریس SWOT و ... استفاده نموده و شرایط خود را تحلیل کرده و یکسری استراتژی های کلان غیر دقیق و کاربردی را تدوین می نمایند. غافل از اینکه علم مدیریت برای شرایط مختلف کسب و کاری و صنایع مختلف روشهای متفاوت و کاربردی متنوعی را ارایه نموده است و اگر تنها از یک مدل یا تکنیک تدوین استراتژی برای تمامی حالات  استفاده شود احتمال به بیراهه رفتن زیاد خواهد بود.
4-  ...
موارد ارایه شده برخی از دلایلی هستند که امروزه اکثر سازمانها موضوع تدوین استراتژی با استفاده از تکنیکهای مدیریتی را روشهایی غیرکاربردی و دانشگاهی می پندارند و به طور کلی این مبحث و موضوع را کنار گذاشته و تصمیمات سازمانی خود را بر اساس تجارب مدیریتی و نظر خبرگی اتخاذ می نمایند. لذا مبحث تدوین استراتژی متاسفانه به مانند بسیاری از موضوعات مشابه در حال فراموشی است گویا دوره ای در فضای کسب و کار کشور این موضوع مد بوده و هم اکنون از مد افتاده است.

تدوین استراتژی بر مبنای تحلیل داده ها(Data mining):

یک روش مهم تدوین استراتژی که می تواند در این فضا راهگشا باشد تدوین استراتژی ها و اتخاذ تصمیمات استراتژیک سازمان ها بر اساس تحلیل دقیق داده ها است. بدین نحو که در ابتدا باید  کلیه اطلاعات و آمار سازمانی اعم از اطلاعات مربوط به هزینه ها- آمار متفاوت فروش با طبقه بندیهای مختلف- اطلاعات مختلف مربوط به نیروی انسانی – روند بازار و ... در یک بانک اطلاعاتی جامع بصورت دوره ای جمع آوری گردد. سپس با تشکیل ماتریس های مختلف و استفاده از روشهای آماری از زوایای گوناگون کلیه اطلاعات سازمان مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. سپس بر مبنای اطلاعات دقیق سناریوهای مختلف مورد آزمایش و محاسبه دقیق قرار گرفته و استراتژی های دقیق سازمان تدوین گردد. تصمیمات استراتژیکی از جمله: چگونگی و یا میزان تولید محصولات یا خدمات مختلف سازمان برای دوره های آتی- تعدیل سرمایه انسانی یا افزایش یا جابجایی آنها- ترکیب و کاهش هزینه ها و ... . فارغ از نام گذاری علمی خاص بر روی این تصمیمات سازمانی(اینکه چه سطحی از استراتژی هستند و ...). بدین نحو اتخاذ تصمیمات مهم سازمانی که به نوعی همان تعریف تدوین استراتژی است بر مبنای یکسری اطلاعات واقعی انجام می شود نه فقط بر اساس چند جلسه محدود مابین مدیران ارشد سازمان و بر مبنای دید کلی و حس ایشان. بلکه بر اساس واقعیات جاری کل سازمان که مسلما هم احتمال خطای کمتری خواهد داشت و هم اغنا ذهن مدیران را در پی خواهد داشت.
این مورد حیاتی درد مشترک شرکتهای امروزی است و برای پیاده سازی بهینه آن باید اقدامات زیر را انجام داد:
الف- تیم یا گروهی را برای جمع آوری اطلاعات مختلف سازمانی تشکیل داد. توجه شود که این نوع نگاه به اطلاعات و تحلیل داده ها نیازمند دید جامع داشتن است لذا سازمانها نباید دچار این اشتباه شوند که یک واحد سازمانی خود را که وظایف سازمانی دیگری نیز دارد به این امر تخصیص دهند. به عنوان مثال پرسنل مالی شاید تنها از دید هزینه ای به اطلاعات توجه کنند و یا واحد فروش بر عکس آن باشد. لذا بسیار مهم است که افرادی با نگرش چند بعدی برای این مهم انتخاب شوند و حتما تنها وظیفه اشان این مورد باشد.

نویسنده: محمد بزازی

نظرات کاربران

نظر خودتان را بنویسید