درس آموخته‌های موفقیت

ده نکته طلایی برای موفقیت استراتژيک شخصی

قورباغه شما در واقع بزرگترين و مهم‌ترين كاري است كه بايد انجام بدهيد. همان كاري كه اگر الآن فكري به حالش نكنيد به احتمال زياد همين طور براي انجام ان تنبلي خواهيد كرد. ضمناً كار موردنظر همان كاري است كه انجام آن در حال حاضر مي‌تواند بيشترين تأثير مثبت را در زندگي شما بگذارد. قديم‌ها همچنين گفته‌اند: 

اگر قرار است دو تا قورباغه را بخوري اول آن يكي را كه زشت تر است بخور!»

اگر بايد قورباغه زنده‌اي را بخوري هيچ فايده‌اي ندارد كه مدت زيادي بنشيني و به آن نگاه كني».

با مطالعه و بررسي هرچه بيشتر در مورد مردان و زناني كه درآمد بهتري داشته وسريع‌تر پيشرفت كرده‌اند

ويژگي (عمل‌گرايي) به عنوان بارزترين و پايدارترين رفتاري كه آنها در هر كاري از خود نشان مي دهند خودنمايي مي كند.

افراد موفق و مؤثر كساني هستند كه مستقيماً به سراغ كارهاي اصلي خود مي‌روند و خود را موظف مي كنند تا به طور مداوم و بدون آنكه ذهنشان منحرف شود به انجام آن كارها ادامه دهند تا آنها را به اتمام برسانند.

(شكست در عمل) يكي از مهمترين مشكلاتي است كه امروزه در سازمان‌ها به چشم مي‌خورد. بسياري از مردم مشغله را با موفقيت اشتباه مي‌گيرند. اين قبيل افراد مدام حرف مي‌زنند، مرتب جلسه تشكيل مي دهند و برنامه هاي فوق‌العاده‌اي را طرح ريزي مي‌كنند،‌اما در نهايت كار مفيدي انجام نمي دهند و به نتايج مطلوب دست پيدا نمي‌كنند.

حداقل 95 درصد از موفقيت شما در زندگي و كار بستگي به عادت‌هاي مختلفي دارد كه به مرور زمان كسب مي‌كنيد،‌عادت تعيين اولويت‌ها، غلبه بر تنبلي مداومت در انجام مهم‌ترين وظايف يك مهارت ذهني و جسمي است.

1 ) براي هر روز از قبل برنامه‌ريزي كنيد. برنامه‌ريزي، آوردن آينده به زمان حال است تا بتوانيد همين الآن كاري براي آن انجام دهيد.

برنامه‌هايتان را روي كاغذ بياوريد. به ازاي هر دقيقه اي كه صرف برنامه‌ريزي مي‌كنيد، به هنگام اجراي آن پنج يا شش دقيقه در وقت خود صرفه جويي خواهيد كرد.

يكي از مهمترين قوانن كارايي فردي «قانون 90/10» است. اين قانون مي‌گويد: 10 درصد  وقت اوليه آي را كه قبل از شروع كار صرف برنامه‌ريزي و تنظيم فعاليت‌هاي خود مي‌كنيد معادل 90% از وقتي را كه در حين انجام فعاليت‌تا مصرفمي‌كنيد صرفه‌جويي مي كند.

2 )  قانون 20/80 را در همه امور به كار بگيريد؛ ما هميشه وقت كمي داريم به شرط انكه هم بخواهيم و هم درست از آن استفاده كنيم.

(قانون 20/80‌) يكي از سودمندترين قوانين در زمينه مديريت زمان و زندگي است نام ديگر آن «قانون پارتو» است كه به افتخار بنيان گذار آن پارتو اقتصاددان ايتاليايي نامگذاري شده است. كه در سال 1895 مطرح شده . وي متوجه شد كه جامعه‌اي كه در آن زندگي مي كند مردم را مي‌توان به طور طبيعي به دو دستته تقسيمكرد: گروه اول كه وي به آنها «اقليت بسيار مهم» مي‌‌گويد جزء 20% افرادي هستند كه از نظر اقبتصادي و اثر بخشي در صدر قرار دارند. گروه دوم كه وي به آنها «اكثريت كم اهميت» مي‌گويد 80% را تشكيل مي‌دهند كه در سطح پايين جامعه قرار دارند.

وي بعدها كشف كرد كه عملاً تمام فعاليت‌هاي اقتصادي تابع اين قانون هستند، به عنوان مثال: 80%  از نتايجي كه شما به دست مي‌آوريد نتيجة 20% از فعاليتهاي شماست.

خب، بیست درصد فعالیت های شما، هشتاد درصد نتیجه را برای شما به همراه دارد، بگردید دنبال بیست درصد! 

3 ) روش الف ب پ را مدام به كار بگيريد؛ قبل از شروع کارها هر چقدر فکر بیشتری روی برنامه ریزی و اولویت بندی کارها بگذارید ، کارهای مهم تری خواهید کرد و زمانی که کاری را شروع کردید سریع تر آن را به پایان خواهید رساند. هر چقدر کاری برای شما مهم تر و با ارزش تر باشد

برای غلبه بر تنبلی و دست به کار شدن انگیزه بیشتری خواهید داشت.روش الف ب پ ت ث یک تکنیک قوی برای اولویت بندی است که می توانید هر روز از آن استفاده کنید این تکنیک آنقدر ساده و موثر است که استفاده از آن به خودی خود می تواند شما را به یکی از کارآمدترین و موثرترین افراد در حوزه کاری تان تبدیل کند.کارایی این تکنیک در سادگی آن نهفته است

روش آن به این ترتیب است: 

برای شروع کار باید لیستی از تمام کارهایی که باید در روز آینده انجام دهید تهیه کنید. روی کاغذ فکر کنید. 

آنگاه قبل از آنکه شروع به کار کنید کنار هر یک از مواردی که در لیست خود نوشته اید یکی از حروف الف ب پ یا ث را بنویسید. 

مورد الف: حرف الف برای کاری است که بسیار مهم باشد کاری که باید حتماً انجام دهید وگرنه با عواقب جدی مواجه خواهید شد. موردی که با حرف الف مشخص شده است می تواند ملاقات با یک مشتری خیلی مهم یا تمام کردن گزارشی باشد که رئیس تان برای جلسه هیات مدیره که قرار است بزودی برگزار شود به آن نیاز دارد. این موارد قورباغه های زندگی شما هستند.اگر بیش از یک مورد از الف دارید آنها را با گذاشتن علامت الف – 1، الف-2، الف - ،3 و...اولویت بندی کنید.کار الف- 1 بزرگترین و زشت ترین قورباغه شماست. 

مورد ب: موارد نوع ب هم کارهایی هستند که باید انجام داد اما عواقب آنها زیاد شدید نیست. این موارد بچه قورباغه های زندگی شما هستند.

بدان معنی است که اگر این کارها را انجام ندهید ناراحتی یا مشکلی ایجاد می شود اما تاثیر آن به هیچ وجه به شدت تاثیر موارد الف نیست. جواب دادن به یک نامه کم اهمیت یا چک کردن ئی میل ها می تواند جزء موارد ب باشد. 

قاعده این است که هر گز نباید به موارد ب بپردازید وقتی که هنوز یکی از موارد الف باقی مانده است یک بچه قورباغه نباید حواس شما را پرت کند وقتی که یک قورباغه بزرگ منتظر است که قورتش بدهید. 

مورد پ: موارد ب آنهایی هستند که انجام دادنشان خوب است اما انجام ندادنشان عواقبی در پی ندارد . تلفن زدن به یک دوست، نوشیدن چای، یا نهار خوردن با یک همکار یا انجام دادن یک کار شخصی در ساعات کاری می تواند جزء موارد پ باشد این قبیل موارد هیچ تاثیری روی زندگی شغلی شما ندارد. 

مورد ت: موارد ت کارهایی هستند که می توانید به شخص دیگری محول کنید.قاعده این است که باید هر کاری را که کس دیگری می تواند انجام دهد به وی واگذار کنید تا وقت بیشتری برای انجام موارد الف که فقط خودتان می توانید انجام دهید پیدا کنید. 

مورد ث: موارد ث کارهایی هستند که می توانید آنها را بکلی حذف کنید بدون آنکه واقعاً تغییری ایجاد شود. این موارد می توانند کارهایی باشند که زمانی اهمیت داشته اند اما دیگر به شما مربوط نمی شوند یا برای شما مناسب نیستند. این کارها را اغلب از روی عادت یا چون از آنها خوشتان می آید انجام می دهید. 

پس از آنکه روش الف ب پ ت ث را روی لیست خود پیاده کردید کاملاً حاضر و آماده خواهید بود تا کارهای مهم تر را سریع تر انجام دهید. 

مهم ترین چیز برای اینکه روش الف ب پ ت ث کار کند این است که خود را موظف کنید تا بلافاصله برای انجام مورد الف- 1 دست به کار شوید و تا زمانی که به اتمام برسد به کار ادامه دهید. از نیروی اراده خود بهره بگیرید تا مهم ترین کاری را که می توانید انجام دهید شروع کنید و به آن ادامه دهید قورباغه را کاملاً قورت بدهید و تا زمانی که کار تکمیل نشده است از آن دست نکشید. 

توانایی حلاجی کردن و تجزیه و تحلیل لیست کارها و مشخص کردن کار الف -1 سکوی پرشی است که شما را به بالاترین سطوح موفقیت، اعتماد به نفس ، عزت نفس و سربلندی پرتاب می کند . وقتی این عادت را در خود بپرورانید که روی کار الف -1 یعنی مهم ترین کار خود متمرکز شوید و قورباغه خود را قورت بدهید آنوقت خواهید دید که می توانید بیشتر از هر دو یا سه نفر از اطرافیان خود کارایی داشته باشید 

4 ) روي اهداف اصلي تمركز كنيد؛ وقتي همه نيروهاي جسمي و ذهني متمركز شوند توانايي فرد براي حل مشكلات به طور حيرت انگيزي چند برابر مي‌شود».

نتايجي را كه بايد قطعاً از كارتان بدست آوريد تا بتوانيد بگوئيد كه به خوبي از عهده كار برآمده ايد مشخص كنيد و در تمام مدت قاطعانه به دنبال به دست آوردن آنها باشيد.

تمركز در معناي اصلي و درست كلمه توانايي، دقت و توجه ذهن روي يك موضوع واحد است. 

هيچ وقت براي انجام همه كارها وقت كافي وجود ندارد اما هميشه براي انجام مهم‌ترين كارها وقت كافي هست.

كارهاي مهم را اول انجام دهيد و كارهايي را كه در اولويت نيستند اصلاً انجام ندهيد.

تمام افكار خود را روي كاري كه داريد انجام مي دهيد متمركز كنيد. پرتوهاي خورشيد تا متمركز نشوند نمي سوزانند»

تمام سرمايه‌هاي خود را يك جا جمع كنيد، همه استعدادهاي خود را گرد آوريد، تمام نيروهاي خود را آرايش دهيد، و همه توانايي‌هاي خود را براي تسلط روي حداقل يك زمينه كاري متمركز كنيد»ـ

اوقاتي از روز را كه از نظر ذهني و جسمي كارايي بيشتري داريد مشخص كنيد و مهم‌ترين و ضروير‌ترين كارهايتان را در اين اوقات انجام دهيد. به اندازه كافياستراحت كنيد تا بتوانيد بيشترين بازدهي را داشته باشيد.

5 ) استعدادهاي منحصر به فرد خود را تقويت كنيد. كار خودتان را انجام دهيد، اما نه فقط در حد وظيفه بلكه اندكي بيشتر و از روي سخاوت. همين مقدار اندك به اندازه تمام كار ارزش دارد». دقيقاً مشخص كنيد چه كاري است كه در حال حاضر خيلي خوب انجام مي‌دهيد يا در آينده مي‌توانيد خيلي خوب انجام دهيد، سپس تمام توان خود را در انجام آن به كار گيريد. 

6 ) هر بار يك قدم به جلو برويد افرادي هم كه توانايي متوسطي دارند مي‌توانندكارهاي بزرگ انجام دهند، اگر هر بار تمام نيروي خود را به طور خستگي ناپذير روي يك چيز متمركز كنند»

يك ضرب آ لمثل قديمي انگليسي مي‌گويد: «يك متر يك متر سخت است ولي يك سانت يك سانت مثل آب خوردن.

طي كردن راهي كه هزاران فرسنگ است با برداشتن يك قدم آغاز مي‌شود»

هر كاري در ابتدا مانند يك نخ نازك است. اما هر بار كه يك عمل را تكرار مي كنيم ما اين نخ را ضخيم‌تر مي كنيم و با تكرار عمل نهايتاً اين نخ تبديل به طناب ضخيم و بلندي مي‌شود كه براي هميشه به دور فكر و عمل ما مي‌پيچد».

كارهاي بزرگ و پيچيده را به قطعات كوچكتر تقسيم كنيد و سپس هر بار يك قسمت از ار را شروع كنيد و به اتمام برسانيد.

7 ) خودتان را تحت فشار بگذاريد؛ نخستين شرط لازم براي موفقيت اين است كه نيروهاي جسمي و ذهني خود را به طور پيوسته و خستگي ناپذير روي يك مسئله متمركز كنيد»

هميشه تصور كنيد كه يك ماه ديگر بايد شهر را ترك كنيد، طوري كار كنيد كه گويا مجبور هستيد قبل از ترك شهر تمام كارهاي اصلي تان را به اتمام برسانيد.

8) روش تنبلي سازنده را تمرين كنيد، مدام براي انجام وظايف و كارهاي اصلي خود وقت ايجاد كنيد. هر روز براي انجام كارهاي فردا برنامه‌ريزي كنيد. چند كار كوچك را كه بايد حتماً انجام شوند همان اول صبح انجام دهيد. سپس بلافاصله به سراغ وظايف اصلي و مهم برويد و كار را تا به اتمام رساندن آنها ادامه دهيد».

هيچكس نمي‌تواند همه كارها را انجام دهد. بنابراين بايد يادبگيريد كه از روي عمد در انجام برخي از كارهايي كه از ارزش و اهميت كمتري برخوردار هستند تنبلي كنيد. با اين كار خواهيد توانست وقت كافي براي معدود كارهايي كه واقعاً مهم هستند ايجاد كنيد.

9) بسیار مهم: برنامه روزانه خود را طوری تنظيم كنيد كه به صورت طولاني مدت هر روز وقت كافي براي تمركز كامل روي كارهاي مهم و اصلي داشته باشيد. برنامه زمانی باید به گونه ای باشد که فعالیت های اصلی شما (مانند نوشتن مقاله یا انجام یک تحقیق با نوشتن یک برنامه) فرصتی حداقل 4 ساعته  بدون وقفه  داشته باشد. کارهای مهم را نمی توان خرده خرده و در حالی که نگران ایکس هستی، داری به پیامک ایگرگ جواب می دهی و ... انجام داد. 

10 ) هربار يك كار مهم انجام دهيد: در هر لحظه ای زمان روی یک کار متمرکز شوید. بقیه را کم رنگ کنید یا بی رنگ.

 

 

 

چرا افراد کم سواد میلیاردر می‌شوند؟

 

 

کسب درجات عالی تحصیلات و متخصص شدن، هیجان انگیز است ... اما معمولا کسی را میلیاردر نخواهد کرد!یکی از دلایلی که خیلی از جوانان به سمت ثروت آفرینی حرکت نمی کنند، همین تصور اشتباه است که فکر می کنند باید در آن زمینه متخصص باشند تا بتوانند حرفی برای گفتن داشته باشند.

 

اما:

 

استیو جابز (بنیانگذار اپل) نه متخصص برنامه نویسی بود، نه متخصص طراحی بود و نه متخصص فنآوری های نوین بود.

 

بیل گیتس(بنیانگذار مایکروسافت) همانند استیو جابز، تخصص خاصی در برنامه نویسی، طراحی و فناوری های نوین ندارد!

 

احد عظیم زاده (بزرگترین صادرکننده فرش ایران) شاید فرش بافی بلد باشد، اما نه متخصص فرش بافی است، نه متخصص نساجی!

 

بابک بختیاری (خالق برند آیس پک)، نه متخصص تغذیه است، نه متخصص بستنی سازی !

 

به نظر شما از لیست میلیاردهای جهان، چند نفرشان متخصص هستند؟

کمتر از ۲%

 

چرا با وجود اینکه متخصصین، باهوش تر و داناتر از آن میلیاردها هستند، درآمدشان به یک هزارم درآمد آنها نیز نمی رسد؟ چه چیزی این افراد را میلیارد می کند؟

 

چرا افراد کم سوادی میلیاردر می‌شوند؟ اما؛ متخصصین باهوش فراوانی کارمند باقی می مانند؟

متخصص شدن می‌تواند فواید بسیار زیادی داشته باشد، اما احتمال اینکه این تخصص، بر قابلیت تفکر خلاق اثر منفی بگذارد، زیاد است! تخصص میتواند باعث مرگ قوه خلاقیت شود... !!

 

نوآوری - در معنا، یعنی خلق چیزی جدید- همواره در خود فاکتور نوبودن دارد. {اگر تخصص به معنی مهارت و معلوماتی از دانش گذشته باشد، نوشدن میتواند ارزش آن تخصص را کم کند}... این تخصص می تواند خلاقیت و اشتیاق برای به دست آوردن ایده های جدید را کم کند. {چاقو دسته خودش را نمیبرد}

 

تحقیقات پرفسور کِوین بودرا (Kevin Boudreau) ، نشان می دهد افراد متخصص معمولا نسبت به ایده های جدید حساس هستند و از آنها انتقاد میکنند.

 

هر قدر عمیق تر وارد و وابسته به مبحثی شوید، سخت تر می توانید تغییر آن را بپذیرید. دقیقا در همین شرایط است که کارآفرینان، با تخصص کمتر، گوی رقابت را از متخصصان ربوده و با آن، ثروت خود را بنا می کنند.

 

این مورد، در روابط نیز صدق می کند. شما به هر میزان، در هر رابطه ای عمیق تر شوید، به همان میزان کمتر می توانید تغییرات را در رابطه تان ایجاد کنید و یا اگر در ورزشی به صورت تخصصی فعالیت می کنید، به سختی می توانید وارد ورزش دیگر شوید و از نو شروع کنید.

 

کارآفرینان بزرگ دنیا به علت کم بودن سواد تخصصی شان و به دلیل آنکه هرگز در موضوع مورد نظر زیاد عمیق نشده اند، به راحتی میتوانند خلاقانه درباره آن موضوع فکر کنند و بخواهند نوآوری های انجام دهند. افراد متخصص به علت تخصصی که دارند، بیش از حد {و پیچیده} درباره تصمیم به خلاقیتشان فکر می کنند.

 

اما اگر در هر زمینه ای به هر دلیلی عمیق شده اید و تغییر و نوآوری در آن زمینه برایتان سخت است؛ می توانید از ۴ راهکار زیر، برای گریز از این دام استفاده کنید:

 

ایده ها را خرد کنید!

ایده هایی را که به ذهن تان میرسد، خرد و به قسمت های کوچکتر تقسیم کنید تا به ساده ترین صورت ممکن درآید. زمانی که این کار را انجام دهید، بهتر می توانید ایده های جدید را قبول کنید زیرا کارکرد اجزای مختلف آن را درک میکنید.

 

یک دستیار شیطان {منتقد} بیابید!

یک نفر داشته باشید، که ایده ها را نقد کند و شما دفاع کنید (و برعکس) تا قوه خلاقیت شما فعال شود و درباره تمام جنبه های ایده فکر کنید.

 

افرادی با دیدگاه های مختلف برای صحبت و مشورت داشته باشید!

افراد مختلف، با طرز فکرهای مختلفی در زندگی داشته باشید، برای مثال، وکیل، پزشک، کودک، دانشجو و ... ایده ای را که به ذهن تان می رسد با آنها در میان بگذارید و نظر آنها را بشنوید.

 

تازه کارانی پیدا کنید!

از تازه کاران بپرسید؛ این افراد هنوز متخصص نشده اند و قوه خلاقیتشان فعالتر است. بعضی اوقات افکار غیرمتخصصانه آنها کلید حل مسئله است

 

نظرات کاربران

نظر خودتان را بنویسید