-1

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

دسته بندی رفتار سازمانی از حوزه مدیریت عمومی

هوش/ Intelligence

هوش جزو مفاهيم ذهنی و انتزاعي است. یعنی انتظار وجود تعريفي كه جسميتي (مثل مفاهيم مجرد) داشته باشه دور از انتظار است. انديشمندان در حوزه‌هاي زيست شناسي و روان شناسي سعی کردند تا بخشي از این مفهوم را در مفاهيمي ديگر جستجو كنند. به عنوان مثال، با وسايلي قابليت هوش را اندازه بگيرند و به اين شكل، يك بعد فيزيكي به آن بدهند (روان شناسان) و يا آن كه از طريق قابليت‌هاي وراثتي و ژنتيك يا تشريح سلولي قواي دماغي، صورتي فيزيكي به «كاركردها»ي هوش بدهند (زيست شناسان) و به اين ترتيب، تعريفي قابل حس با درك عيني _ فيزيكي از هوش ارايه دهند.

بسيار قابل احتمال و پيش بيني است كه انسان در آينده‌ي نزديك يا دور بتواند، از طريق نور و بيولوژي، عصب‌شناسي زيستي يا عصب زيست شناسي، پي به نحوه عمل و ساختار و مكانيسم مغز و هوش برده و به جاي تاكيد بر پديدار شناسي هوش به تعريف كاملي از خود هوش دست زند.

در روان شناسي عمومي تعريف هوش به صورت‌های زیر آمده است:

_ هوش، مجموعه‌اي از توانايي شناختي است كه به ما امكان مي‌دهد تا نسبت به محيط آگاهي پيدا كنيم و از محيط ياد بگيريم.

_ هوش به يك توانايي ذهني عمومي اطلاق مي‌شود و شامل توانايي استدلال، برنامه ريزي، حل مساله، تفكر انتزاعي و يادگيري است.

_ هوش توانايي سازگاري با محيط است.

 

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوارد گاردنر (Howard Gardner) که شرح حالش در بخش بزرگان مدیریت در همین سایت آمده است، اولین کسی بود که هوش را به چند دسته تقسیم کرد. او گفت: اساساً نمی‌توان عنوان کرد یه انسان کاملاً باهوش است یا خیر، بلکه ممکن است هر انسان در یک سری توانمندی های ذهنی قوی باشد و در یک سری نباشد. معمولاً کسانی را که به عنوان باهوشترین ها می‌شناسند،  تنها در چند دسته از این توانمندی های ذهنی قوی بودند. 

 

 

 

هوش چندگانه در یک طبقه‌بندی بر اساس نظر گاردنر شامل موارد زیر است:

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوش زبان شناختی یا شفاهی:

زبان‌های مختلف را سریع  یاد می‌گیرند. به آسودگی می‌نویسند. معمولا تصویرگرا نیستند بلکه به معنی و مفهوم لغات توجه دارند. مثال: روزنامه‌نگاران، نویسندگان، آموزگاران...

افرادی همچون شکسپیر

 

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوش منطق ریاضی:

مسائل ریاضی را سریع حل می‌کنند. تفکر منطقی قوی دارند. مثل: ریاضی‌دانان، مهندسان، برنامه‌نویسان

مشاهیری نظیر انیشتین

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوش درون گروهی:

به راحتی دیگران را درک می‌کنند و به راحتی تحت تاثیرشان قرار می‌دهند. مثل: سیاستمداران، فروشندگان و مدیران

کسانی مانند آدولف هیتلر

 

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوش درون شخصی :

خودشناسی قوی دارند. نقاط قوت و ضعفشان را سریع پیدا می‌کنند. مثل: نظریه‌ پردازان، فلاسفه.

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوش نمایشی:

افرادی تصویرگرا هستند. این افراد به طراحی و نقاشی علاقه‌مندند. طراحان، معماران و یکی از توانایی‌های مهندسان برق و مکانیک هم هست.

پیکاسو در زمره این افراد می باشد.

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوش هنری و زیباپسندی:

بر فعالیت های اعضای مکانیکی بدن خود کنترل دارند. مهارت های هنری را سریع یاد می‌گیرند. مثل: هنرمندان تاتر و سینما (چاپلین)، و ورزشکاران (مارادونا)

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوش موسیقی:

به راحتی موسیقی را می‌فهمند، آهنگ می‌سازند و ادوات موسیقی را به راحتی می‌نوازند.

بتهوون و موتسارت از این دسته اند.

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

ضریب هوشی / IQ

چیزی که به اسم  (IQ  (Intelligence Quotient یا ضریب هوشی می‌شناسیم برمی‌گردد به فرمول آقای آلفرد بینه که در اوایل قرن بیستم به صورت زیر ارائه کرد:

IQ=(سن واقعی/سن مغزی فرد)×100

 

اینکه دقیقا چطوری محاسبه می‌شود خصوصا برای افرادی که از دنیا رفتن، اطلاعات دقیقی وجود ندارد. امیدوارم کسی اگر اطلاعی از این موضوع دارد در بخش فروم و تالار گفتگوی سایت، این مورد را به بحث و گفتگو گ بگذارد.

 

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

IQ عددی است با میانگین ۱۰۰ و انحراف معیار ۱۵ که با توجه به توزیع نمودار نرمال، به صورت میانگین نزدیک به ۷۰٪ از مردم دارای هوش میانه، ۱۲٪ هوش بالاتر از میانه، ۲٪ درصد بسیار باهوش و ۱٪ افراد نخبه و برگزیده را شامل میشود . همین روند درباره افراد کم‌هوش، واپس‌ مانده ذهنی و ... در سوی دیگرِ نمودار قابل تعبیر است.

معمولا افرادی که ضریب هوشی خیلی بالایی داشتند در چند حوزه هوش چندگانه توانمند بودند. یعنی مثلاً علاوه بر تبحر در سیاست، نویسنده ، شاعر و .... هم بوده اند.

برخی از افراد معروف با ضریب هوشی بالا که در منابع مختلف آمده را میتوان در لیست زیر مشاهده کرد. 

(البته باید بگویم که این اعداد خیلی هم قابل استناد نیستند چون منابع مختلف نظرات متفاوتی دادند و همینطور هم روش دقیق محاسبه ضریب هوشی هر فرد مشخص نیست).

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

به طور کلی ضریب هوشی انسان نرمال بر طبق نمودار بین 85 تا 115 است. برای محاسبه این اعداد هم روش ها و تست های مختلفی هست که واقعاً تا امروز یک منبع مشخص و دقیق برای آن پیدا نکردم اما همانطور که قبلاً هم گفته شد، حدودا همین است که 70 درصد آدم ها در این محدوده قرار دارند.

ولی آیا رمز موفقیت افراد، داشتن ضریب هوشیه بالاست؟

باید بدانیم در طول تاریخ، خیلی افراد باهوشی بودند که برخلاف چهره‌های بالا، کار بزرگی انجام نداده اند. عوامل زیادی میتوانسته دخیل باشد  مثل زحمت کم، شاید شانس کم، انتخاب رشته تخصصی کاری و تحصیلی اشتباه ، شرایط محیطی نامنطبق و خیلی عوامل دیگر.

برای مثال یکی از باهوش ترین انسان‌های  تاریخ  ویلیام جیمز سایدیس آمریکایی بود که در سال ۱۸۹۸ میلادی (۱۲۷۷شمسی به دنیا آمد. او در یک سالگی نوشتن را یاد گرفت و در ۵ سالگی به ۵ زبان رایج دنیا تکلم می کرد و در ۱۱ سالگی استاد دانشگاه هاروارد بود او سر انجام در ۴۶ سالگی در سال ۱۹۴۴ میلادی درگذشت) و عجیب است که چیز زیادی از خودش به جا نگذاشت.

ولی بهرحال ضریب هوشی هرچقدر که باشد ، امروزه اثبات شده که عامل اصلی موفقیت آدم‌ها بیشتر از آن که به ضربی هوشی (IQ) آن‌ها بستگی داشته باشد به میزان هوش هیجانی (EI) و ضریب هوش هیجانی (EQ) آن‌ها بستگی دارد. حال سؤال پیش می آید که EI و بدنبال آن EQ چیست؟!

هوش هیجانی EI/Emotional Intelligence و ضریب هوش هیجانی EQ/Emotional Quotient

هوش هیجانی عبارتست از توانایی تهییج و برانگیختن خود، استقامت و پایداری در مقابل شکست، از دست ندادن روحیه، پس راندن افسردگی و یاس در هنگام تفکر، همدلی و صمیمت و امید داشتن.

روان شناسان مي‌گويند كه هوش شناختي به ما مي‌گويد كه چه كار مي‌توانيم انجام دهيم. در حالي كه هوش هيجاني به ما مي‌گويد كه چگونه از هوش شناختي در جهت موفقيت در زندگي استفاده كنيم.

هوش هيجاني شامل توانايي ما در جهت خود آگاهي شخصيتي و اجتماعي است و مهارت‌هاي لازم در اين حوزه را به ما مي‌دهد.

هوش هيجاني بر احساسات ما در پيوند با ديگران در ايجاد روابط سالم و حس مسووليت پذيري تاكيد دارد.

 

هوش هیجانی شامل چه توانمندی هایی است؟

هوش هیجانی در رفتار سازمانی

هوش هیجانی، پیوند عقل با عواطف و فطرت

اولاً خبر خوب این است که هوش هیجانی برعکس هوش شناختی قابل ارتقاء و بهبود است.

دوماً مفهوم کلی آن این است که  اگر ما بتوانیم خودمان را کنترل کنیم، می توانیم احساساتمان را کنترل کنیم یعنی کنترل عصبانیت، استرس، ناامیدی و ... در کل تسلط به خود و شناخت درست اطرافیان و بنا کردن روابط بر اساس منطق و همچنین داشتن هیجان برای رسیدن به اهداف، احتمال موفقیتمان در زندگی را بسیار بالا خواهد برد.

تمام داستان های موفقیت بشر را که بخوانیم ، می‌بینیم که راز آن‌ها  یکی از همین موارد بوده است، یعنی ناامید نشدن، به موقع تصمیم درست گرفتن و در طی راه هدف هیجان داشتن.

کلمه هیجان هم در هوش هیجانی دو بُعد دارد:

1. آنجایی که برمی‌گردد به خشم، استرس، ناامیدی و مواردی از این قبیل، هوش هیجانی خوب یعنی این که فرد بتواند این‌ها را خوب کنترل کند.

2. آنجایی که برمی‌گردد به تهییج و شور درونی در راه یک هدف و آرمان، هوش هیجانی خوب یعنی هوشی که بتواند این نوع هیجانات را بصورت درونی افزایش بدهد.

گردآورنده مطالب و مولف:   محمد بزازی              مشاور علمی: -                   ویراستاران:  ویدا محمدی، مرتضی محمدی

نظر شما در مورد این مطلب

جهت ثبت نظرات، ابتدا باید در سایت وارد شوید.

درباره مدیرسان


مدیرسان ارتباطی میان دانشگاه و صنعت


سایت مدیرسان با هدف ارتباط عمیق بین مفاهیم ارائه شده در دانشگاه و نیازمندی های صنایع تاسیس شده است. ما با درک این نیازمندی، مفاهیم مهندسی صنایع و مدیریت را با یک نگاه جدید و کاربردی در این سایت گردآورده ایم، تا شاید بتواند در گوشه ای از صنعت کشورمان گره گشای کارشناسان و متخصصان ایرانی باشند.

هدف ما از این بخش، ارائه ی مطالب پایه و اساسی در زمینه علوم مدیریت و مهندسی صنایع می باشد. شما با مطالعه این بخش، می توانید کلیدواژه های علوم مدیریت را درک کرده و با نگاه بهتری نسبت به انتخاب تکنیک ها و حل مسائل کاری خودتان اقدام کنید.