0

مدیریت تکنولوژی

دسته بندی سایر مباحث در مدیریت عملیات از حوزه مدیریت عملیات

مقدمه

مدیریت تکنولوژی

با مطالعه سابقه توسعه کشورهای درحال توسعه ، خصوصا کشورهای شرق آسیا ملاحظه می شود که آن ها در مسیر توسعه خود برای تسریع در حل مشکلات بخش صنعت، بنیان تکنولوژی کشور خود را از طریق انتقال آن از سایر کشورهای توسعه یافته تقویت کرده و سپس با ایجاد زیربنای اقتصادی مناسب درصدد تقویت مراکز دانشگاهی و پژوهش خودبرآمده اند.
اگر کشورهای درحال توسعه به عنوان یک راه حل دیگر قصد دارند که خود دانش های علمی و فنی ضروری جهت توسعه اقتصادی را بدون بهره گیری از دانش های موجود که نتیجه تحقیقات پژوهشگران و اندیشمندان جهان است کسب کنند، این نه تنها عملی بس مشکل است ،بلکه باعث اتلاف غیرمنطقی نیروها می شود. به علاوه دستیابی به چنین راه حلی در مدت زمانی که کشورهای کم رشد جهت رسیدن به توسعه اقتصادی درنظر گرفته اند امکان پذیرنیست. اگر چنین تفکری در جهان مقبولیت یابد، پیشرفت فنی تمام کشورهای جهان ازجمله کشورهای صنعتی مختل خواهد شد.

انتقال موفق تکنولوژی نیاز به شناخت اهداف صنعت، منابع تکنولوژی، نحوه ابداع و نحوه انتقال، روش های انتقال، فاکتورهای تاثیرگذار، نحوه جذب و نحوه توسعه آن دارد و هریک از آن شناخت ها متکی به تخصص ویژه خود است. بدون استفاده از کارشناسان انتقال تکنولوژی و اصول مدیریت تکنولوژی، معمولاً عمل انتقال یا اصولاً صورت نمی‌گیرد و یا انتقال تکنولوژی مربوطه بصورت ناقص و نیم‌بند انجام می شود.
برای کاستن فاصله تکنولوژی بین کشورهای پیشرفته و کشورهای درحال توسعه انتقال تکنولوژی بهترین گزینه است. برای این کار بایستی به عناصر تشکیل دهنده تکنولوژی توجه کرد .

مفهوم انتقال تکنولوژی

تکنولوژی به منزله تمامی دانش ها، محصولات، فرآیندها، ابزارها، روش ها، و سیستم‌هایی است که در خلق کالاها یا ارائه خدمات مورداستفاده قرار می‌گیرد.
یکی از زمینه‌های اعمال مدیریت تکنولوژی که مستلزم جامع نگری و درونگری است، انتقال تکنولوژی است. امروزه، صنعتی شدن بطور عمیقی به انتقال تکنولوژی وابسته است.
در دنیای امروز رابطه ای مستقیم بین توسعه تکنولوژی و پیشرفت اقتصادی ،اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی یک کشور برقرار است . بطوری که می توان گفت تکنولوژی عاملی اساسی برای ایجاد ثروت، توانایی و دانایی کشورهاست و وسیله ای قدرتمند در توسعه ملی تلقی می شود. بدین جهت است که در سطح بین المللی، جنگ اقتصادی تکنولوژیک جانشین جنگ های نظامی شده است. بنابراین اتخاذ استراتژی‌های توسعه تکنولوژی در بخش های مختلف اقتصاد هر کشور جزء ضروریات بازسازی و توسعه اقتصادی آن کشور بوده و بدون آن دستیابی به اهدافی چون خودکفایی اقتصادی ، توسعه ملی و بهبود استانداردهای زندگی غیرممکن است.
انتقال تکنولوژی عبارت است از بکارگیری و استفاده از تکنولوژی در مکانی بجز مکان اولیه ایجاد و خلق آن. به‌عبارتی دیگر فرایندی که باعث جریان یافتن تکنولوژی از منبع به دریافت کننده آن می‌شود، ‌انتقال تکنولوژی نامیده می شود.
انتقال تکنولوژی فرایند پیچیده و دشواری است. خرید و انتقال تکنولوژی بدون مطالعه و بررسی لازم، نه تنها مفید نخواهد بود، بلکه ممکن است علاوه بر هدر رفتن سرمایه و زمان، به تضعیف تکنولوژی ملی هم بیانجامد. نگاه به انتقال باید به‌عنوان فرایندی باشد که از طریق آن تکنولوژی وارداتی به گونه‌ای کسب شود که نه تنها برای تولید محصول به‌کار گرفته شود، بلکه زمینه‌ای برای خلق تکنولوژی جدید باشد.
انتقال فناوری به دوگونه صورت می‌گیرد:

1. انتقال عمودی : در انتقال عمودی یا انتقال تحقیق و توسعه‌، اطلاعات فنی و یافته های تحقیقات کاربردی به مرحله توسعه و طراحی مهندسی انتقال می‌یابد و سپس با تجاری شدن تکنولوژی به فرایند تولید وارد می شود.

2. انتقال افقی : در انتقال افقی ، تکنولوژی از یک سطح توانمندی در یک کشور به همان سطح توانمندی در محل دیگری منتقل می‌شود. در این حالت هرچه سطح گیرنده تکنولوژی بالاتر باشد هزینه انتقال تکنولوژی کاهش می یابد و جذب آن به صورت موثرتری انجام می شود. در جدول ماهیت و مفهوم انتقال تکنولوژی در هر سطح وهزینه آن در مقایسه با سطوح دیگر مشخص شده است‌.

برخی از عوامل تاثیرگذار برنحوه انتقال عبارتند از :

ـ انگیزه، هدف، معیار و سود مورد توافق متقاضی و عرضه کننده تکنولوژی.

ـ سطح تکنولوژی و قابلیت های متقاضی در امر انتقال کامل آن.

ـ استراتژی فروشنده برای فروش تکنولوژی.

ـ منابع اطلاعاتی موجود وقدرت چانه‌زنی متقاضی.

ـ سیاست کلی جاری و تکنولوژیکی کشور متقاضی.

برخی از روش های انتقال تکنولوژی به شرح ذیل توضیح داده میشوند، البته باید این نکته را در نظر داشت که این روش ها، بصورت های مختلفی نیز مبدل شده و قابل استفاده خواهند بود:

1. قراردادکمک های فنی و خدمات مهندسی

1.1.کمک ­های فنی

کمک­ های فنی عموماً خدمات و اطلاعات فنی و مدیریتی (صنعتی) است که در تولید و ساخت محصول یا مواد، مورد نیاز باشد. معمولاً این خدمات از طرف واحدهای تولیدی که دارای تجارب لازم و کافی در این زمینه باشند ارائه می ­شود.

در پروژة صنعتی و تولیدی کمک های فنی عمدتاً شامل خدمات زیر است:

   ـ کمک در انتخاب تکنولوژی و روش ساخت و آزمایش کارخانه.

   ـ تهیة صورت مشخصات فنی ماشین­ آلات و تجهیزات.

   ـ تهیة مشخصات محصول.

   ـ همکاری در مقایسه پیشنهادهای خرید ماشین ­آلات.

   ـ همکاری در تهیه و خرید قطعات نیم‌ساخت و لوازم و مواد کمکی.

   ـ همکاری در تهیه مشخصات مواد اولیه و منابع تأمین آنها.

   ـ خدمات در رابطه با انجام آزمایش ها و تحقیقات مواد اولیه و محصول.

    ـ نظارت بر عملیات نصب و راه­ اندازی کارخانه.

   ـ خدمات در مورد تصحیح و تغییر روش های تولیدی.

    ـ خدمات مدیریتی در حین راه ­اندازی و بهره ­برداری.

2.1. خدمات مهندسی

خدمات مهندسی به آن دسته از کارهای فنی اطلاق می­ شود که در جهت ایجاد یک پروژه صنعتی و تولیدی به ­کار آید. معمولاً این خدمات توسط موسسات مهندسی باتجربه در امر موردنظر و یا فروشندگان ماشین­ آلات ارائه می‌شود.

2. مدل پارک های علمی - آموزشی

در این مدل امکاناتی برای متخصصان، جهت ایجاد شرکت فراهم می شود. این کمپانی ها اغلب توسط پرسنلی که آزمایشگاه ها را ترک می کنند ایجاد می‌شود‌.

3. مدل فرت

این مدل در انگلستان به کار گرفته می‌شود و ناظر بر افرادی است که از ناحیه چندین شرکت یا کنسرسیوم نمایندگی دارند که در آزمایشگاه های دولتی به جستجوی تکنولوژی بپردازند.

4. کنسرسیوم

تعدادی شرکت و موسسه عمومی جهت دستیابی به هدف خاصی در زمینه نوآوری تکنولوژیک با یکدیگر همکـاری مـی کنند ولی سهامی بین آن ها رد و بدل نمی شود.

5. شبکه سازی

یک شرکت، شبکه ارتباطی با اشخاص و شرکت های دیگر ایجاد می کند تا بتواند همواره در جریان نوآوریهای فنی و تکنیکی باشد .

6. قراردادهای فرعی و دست دوم

این روش می تواند به انواع مختلف انجام شود.

الف) گرفتن بخشی از کار از انتقال دهنده (داخلی سازی).

ب) گرفتن کار از کمپانی های معتبر در صورتی که در شبکه آن ها قرار بگیریم (فعالیتهای تخصصی).

ج) گرفتن کار و دادن به بخش های مختلف اگر قسمت مهندسی قوی داشته باشیم.

7. قراردادهای بیع متقابل

در این روش عرضه کننده تکنولوژی موافقت می کند که امکانات تولیدی برای متقاضی فراهم کند و در آینده از محصولات تولیدشده وی بعنوان بازپرداخت اصل وسود سرمایه گذاری خود ، خریداری می کند.

مهمترین مشوق و انگیزه عرضه کننده تکنولوژی در وارد شدن در قرارداد بیع متقابل ، استفاده و بهره برداری از منابع طبیعی و انسانی ارزان در کشور دریافت کننده تکنولوژی است.

مهمترین انگیزه برای دریافت کننده تکنولوژی ، انتقال تکنولوژی صنعتی و بهره‌برداری حداکثر از منابع طبیعی و انسانی در کشورش است .

8. سهام اقلیت

یک شرکت بخشی از سهام شرکت عرضه کننده تکنولوژی را می خرد، اما در مدیریت آن نقشی ندارد.

9. اتحاد

دو شرکت توانایی های تکنولوژیک خود را در جهت رسیدن به محصولی جدیدتر به اشتراک می گذارند.

همکاری استراتژیک عبارت است از فرآیند تشخیص شکاف در تکنولوژی­ های بومی با جستجو برای یافتن تکنولوژی­های پرکننده و سپس درگیر کردن صاحبان آن تکنولوژی در مشارکتی که نتیجة آن انتقال تکنولوژی به کشور باشد. کشورهای تازه صنعتی شده­ ای مثل کره، همانند کشورهای پیشرفتة صنعتی، اکنون در جستجوی مکمل های تکنولوژی بومی خود هستند و برای این منظور هر مشوقی را که لازم باشد فراهم می ­کنند تا صاحبان خارجی تکنولوژی را به این نوع همکاری ­ها بکشانند.

10. انتقال تکنولوژی به صورت غیر رسمی

۱) استخدام پرسنل فنی و علمی

۲) خرید و واردات ماشین آلات و دریافت کمک های فنی از طریق سازندگان اصلی ماشین آلات

۳) مهندسی معکوس : معمولاً زمانی انجام می پذیرد که شرکت های چند ملیتی و یا کشور عرضه کننده تکنولوژی از انتقال حق امتیاز تکنولوژی های پیشرفته به کشورهای در حال توسعه امتناع می ورزند.

۴) اعزام نیرو به خارج، برای آموزش و کسب تجربیات عملی

۵) دریافت اطلاعات لازم از طریق برگزاری کنفرانس ها و نمایشگاه های کتاب، انتشارات مقالات و نمایشگاه های بین المللی و تجاری، صنعتی 

تكنولوژي را ميتوان كليه دانشها، فرآيندها، ابزارها، روشها و سيستمهاي بكاررفته در ساخت محصولات و ارائه خدمات، تعريف كرد. به بيان ديگر، تكنولوژي روش انجام كار و ابزاري است كه توسط آن به اهداف خود نائل ميشويم.

همچنین انتقال تکنولوژی از دیدگاه ناسا به فرآيندي اطلاق مي‌شود كه در خلال آن امكان بهره‌گيري از تكنولوژي يك سازمان (یا کشور) كه مطابق با ساختار آن سازمان (یا کشور) توسعه يافته است ”در سازمان (یا کشور) ديگر“ و با “اهداف ديگر” ميسر مي‌شود.

تعاریف بسیار زیادی از انتقال تکنولوژی توسط محققان ارایه شده است :

فاستر (1971) اشاره به دو راه متفاوت از انتقال تکنولوژی دارد، فنآوری افقی که انتقال دانش فنی و نوآوری بین پروژه ها، سازمان ها، صنایع و سازمان ها می باشد و انتقال تکنولوژی عمودی که انتقال دانش و نوآوری ، از تحقیقات پیشرفته ، برای توسعه از طریق تجاری سازی آن میباشد.

کمپ و سکستون (1992) انتقال تکنولوژی را به عنوان مسیری از دانش و تکنولوژی تعریف می کند که ایده ها و نتایج جستجوی مجدد از سازمان ، بارور شدن اولیه سازمان کاربر و شروع همکاری های فن آوری متمرکز است. انتقال تکنولوژی در هر دو رویکرد  شامل دستیابی به نوآوری از یک منبع خارجی و همچنین به اشتراک گذاشتن دانش فنی برای محصولات یا فرایندهای  می باشد.

بطور کلی فرآيند انتقال تكنولوژي داراي سه مرحله مي‌باشد که می بایست کلیه مراحل با موفقیت صورت گیرد تا انتقال کامل صورت گیرد. 

مدیریت تکنولوژی

مرحله 1. شناخت و كسب تكنولوژي، سر فصل هاي اين فاز عبارتند از:

1.1. مطالعات مقدماتي شناخت تكنولوژي و مؤلفه‌هاي وارداتي آن

2.1. برنامه‌ريزي و طراحي سازمان براي انتخاب و كسب تكنولوژي

3.1. كسب اطلاعات در مورد منابع تكنولوژي و دارندگان معتبرآن

4.1. معرفي طرح به دارندگان منتخب تكنولوژي و درخواست اطلاعات از ايشان

5.1. ارزيابي و مقايسه پيشنهادها

6.1. انتخاب پيشنهادهاي مناسب و اولويت‌گذاري بين آنها

7.1. آماده‌سازي جهت انجام مذاكرات با دارندگان منتخب

8.1. مذاكره جهت دستيابي به مناسبترين شرايط

9.1. تهيه و ارائه گزارش‌ نهائي

10.1. انعقاد قرارداد

مرحله 2. استقرار تكنولوژي، سرفصل‌هاي اين فاز عبارتند از:

1.2. احراز آمادگي براي ورود به مراحل بعدي

2.2. دريافت اسناد و مدارك اوليه، بررسي و كنترل مقدماتي آن ها، اعلام كمبودها و انجام پيگيري هاي لازم به منظور رفع آن ها

3.2. مرحله انطباق : فرآيند پيوند دقيق تكنولوژي وارداتي با نيازهاي طرح و منابع و شرايط كشور

4.2. مرحله جذب و تحليل (تسلط و احاطه بر تكنولوژي ) : فرآيند آگاهي كامل گيرنده نسبت به تمامي مؤلفه‌هاي تكنولوژي كسب شده

5.2. مرحله اجرا و بكارگيري : فرآيند بهره‌گيري از تكنولوژي كسب شده

مرحله 3. نگهداري تكنولوژي، سرفصل‌هاي اين فاز عبارتند از:

1.3. مرحله توسعه : فرآيندي كه درجريان آن با استفاده از تكنولوژي كسب شده، دانش حاصل از انطباق، جذب و كاربرد آن ، تجربه، مهارت و يافته‌هاي تحقيقات دروني، تكنولوژي براي فرآيندها و فرآورده‌هاي بهتر و جديدتر توسعه مي‌يابد.

2.3. اشاعه تكنولوژي : فرآيند تعميق و گسترش مؤلفه‌هاي تكنولوژي كسب شده در سطح كشور.

در صورت طی موفقیت آمیز این مراحل تجاری سازی تکنولوژی انتقال یافته میسر می گردد. یکی از مشکلات صنایع کشورهای در حال توسعه عدم اثربخشی تکنولوژی انتقال یافته وارداتی  می باشد. که مهمترین عامل این امر عدم طی کامل مراحل انتقال تکنولوژی می باشد.

انتقال تكنولوژي بطوركلي شامل توانائي كاربرد و تطبيق و در بسياري از موارد ايجاد نوآوري در فرآيند تجهيزات و يا محصول است. و نهايتاً انتقال تكنولوژي يعني مبادله شايستگي و تفكري كه در وراي آن قرار دارد، چه به منظور اعتلاي شايستگي‌هاي موجود و چه به منظور پشتيباني از صنايع كشورهاي رو به توسعه در امور طراحي و توسعه محصولات و فرآيندها .

مدل های انتقال تکنولوژی

     جدول زیر چند مدل پيشنهاد شده جهت انتقال تکنولوژی به همراه ویژگی های آنها را نشان می دهد. البته اين مدل ها هر يك بر جنبه هاي خاصي از مكانيزم انتقال تاكيد دارند. بديهي است انتخاب مدل خاص و يا تركيب مدل هاي موجود به عواملي همچون صنعت مربوطه، شرايط دريافت كننده تکنولوژی و ... بستگي دارد.

مدیریت تکنولوژی

الگوی توسعه یافته انتقال تکنولوژی

بر اساس جمع بندی مرور ادبیات و نیز سایر مدل های مطرح شده تاکنون، مدل مفهومی انتقال تکنولوژی مطابق شکل زیر ترسیم گردید.

مدیریت تکنولوژی

به طور معمول براي تعيين پتانسيل تجاري يك فناوري، نقاط قوت و ضعف و همين طور فرصت ها و تهديدات مربوط به استفاده تجاري آن مورد ارزيابي قرار مي گيرد. به تازگي مدل هايي براي تعيين پتانسيل تجاري فناوري توسعه يافته است كه اين مدل ها عوامل مختلف مؤثر بر تجاري سازي موفق فناوري را تشريح مي كنند.

در ارزيابي پتانسيل تجاري به طور كلي از چهار رويكرد عمده استفاده مي شود كه عبارتند از:

1. تجزيه و تحليل فرصت بازار

2. طرح كسب و كار

3. روش شناسي هاي ارزيابي جامع یا ارزيابي راهبردي پتانسيل تجاري (Strategic Technology Evaluation Program (STEP 

4. روش ارزيابي قبل از اجرا توسعه محصول جديد (FFE (Fuzzy Front End 

هريك از اين روش ها داراي اركان و خصوصياتي مي باشند كه براساس آن ويژگي ها و با توجه به شرايط، يك روش مي تواند نسبت به ساير روش ها ارجح باشد . به عنوان مثال براي يك فناوري كه مراحل نهايي توسعه را مي گذراند و در حال نزديك شدن به استفاده تجاري است شيوه طرح كسب و كار نسبت به روش تجزيه و تحليل فرصت بازار و روش ارزيابي جامع، مناسبتر است . در هر صورت براي تصميم گيري در خصوص سرمايه گذاري بر روي يك طرح تحقيقاتي يا مشاركت در توسعه بيشتر يك فنّاوري، ابعاد مختلف آن بايد بررسي گردد؛ در صورتي كه منافع حاصل از آن داراي مطلوبيت كافي باشد بايد نسبت به اجراي آن اقدام كرد. در ادامه به معرفي هر كدام از اين روش ها پرداخته خواهد شد.

1. تجزيه و تحليل فرصت بازار: به طور سنتي، تجزيه و تحليل فرصت بازار براي يك يافته تحقيقاتي شامل بخش هايي از قبيل ارزيابي اقتصادي، تحليل هزينه  فايده، ارزيابي بازار، كشش بازار و پتانسيل رشد بازار  و گاهي اوقات يك ارزيابي از ادراك عمومي علايق نسبت به آن فنّاوري و احتمال خطر متصور نسبت به آن است. در بررسي هاي عميق تر امكان ارزيابي خود فنّاوري نيز وجود دارد. به طور معمول تجزيه و تحليل فرصت بازار شامل تشريح يك فنّاوري و ارزيابي فضاي بازار آن است . در واقع اين روش ابتدا يك شناخت كامل نسبت به فنّاوري حاصل مي كند و سپس آن را با مباحث اقتصادي، بازار و ادراكي مرتبط، مربوط مي سازد . از اهداف اصلي تجزيه و تحليل فرصت بازار , اظهارنظر در خصوص آن است كه آيا نتايج يك پروژه تحقيقاتي خاص مي تواند تجاري شود يا خير؟ اگر مي شود به وسيلة چه كسي يا چه صنايعي اين كار انجام مي شود. از تجزيه و تحليل فرصت بازار مي توان به عنوان ابزاري براي تصميم گيري در خصوص مباحثي از قبيل ادامه توسعه، پيگيري حفاظت مالكيت معنوي، توسعه مشترك با يك شريك تجاري، انتقال و تجاري سازي يا رها سازي طرح هاي تحقيقاتي، استفاده كرد.

2. طرح كسب و كار: يك طرح كسب و كار براي يك فنّاوري جديد، يك تجزيه و تحليل بسيار متمركز است كه به طور معمول به وسيله يك نهاد تجاري خاص صورت مي گيرد. همانند روش تجزيه و تحليل فرصت بازار، تمركز اصلي اين روش بر روي فنّاوري جديد است با اين تفاوت كه شيوه مذكور، فنّاوري جديد را در چارچوب محيط و يك نهاد تجاري خاص و منحصر به فرد ارزيابي ميكند. بسياري از عوامل اقتصادي و بازار موجود در روش تجزيه و تحليل فرصت بازار، در روش طرح كسب و كار مورد استفاده قرار مي گيرند. با وجود اين مسائلي از قبيل راه اندازي كسب و كار جديد يا استفاده از كسب و كارهاي موجود، مكان جغرافيايي، فراهم بودن منابع مالي، رابطه با ساير محصولات در صورت وجود و... نقش مهمي را در طرح كسب و كار ايفا مي كنند. در هر حال، طرح كسب و كاري كه به وسيله دريافت كننده هاي بالقوه فنّاوري توسعه يابد مي تواند راهنماي تصميم گيري در خصوص پذيرش يك فنّاوري خاص براي يك كسب و كار خاص باشد.

3. مدل ارزيابي راهبردي پتانسيل تجاري : مدل ارزيابي راهبردي پتانسيل تجاري، برنامه اي است كه براي ارزيابي پتانسيل تجاري فنّاوري هاي نو ظهور در آزمايشگاه هاي دولتي آمريكا تهيه شده است . به طور كلي فرايند به كارگيري اين مدل مستلزم استفاده از متخصصان علوم مختلف به منظور ارزيابي پتانسيل تجاري فنّاوري هاي جديد مي باشد. در سال 1990 يك كنسرسيوم متشكل از پنج دانشگاه، 52 فنّاوري جديد را براي شركت وستينگ هاوس ارزيابي كرد و در سال 1993 شيوهاي براي ارزيابي پتانسيل تجاري فنّاوري هاي جديد توسعه يافته به وسيلة ناسا ارائه شد. تا سال 1995 اين شيوه در بيش از پنج سازمان بزرگ ايالات متحده ؛ ناسا، ارتش، نيروي هوايي و ... به كار گرفته شد و در همه اين موارد تيم هايي متشكل از متخصصان علوم مختلف، فرايند ارزيابي را به اجرا گذاشتند. علي رغم بكار گرفتن فرايند ارزيابي راهبردي براي انتخاب و ارزيابي پتانسيل تجاري در هر يك از موارد فوق، اما يك روش شناسي مشترك و مورد پذيرش همگان، وجود نداشت؛ تا اينكه در سال 1996 دانشگاه سين سيناتي روش شناسي خود را با عنوان ارزيابي راهبردي پتانسيل تجاري فنّاوري هاي جديد ارائه كرد . از آن پس اين روش شناسي مذكور در بيش از صد مورد ارزيابي پتانسيل تجاري در ناسا، ارتش و نيروي هوايي ايالات متحده مورد استفاده قرار گرفت. دانشگاه سين سيناتي به منظور ارزيابي روش شناسي راهبردي پتانسيل تجاري يك فنّاوري، آن را از شش بعد مختلف مورد ارزيابي قرار مي دهد كه اين ابعاد عبارتند از: ارزيابي فني، ارزيابي فرايندي، ارزيابي اقتصادي، ارزيابي بازار، ارزيابي ادراكات و ارزيابي مقررات و سياست ها كه اين ابعاد همراه با معيارها و شاخص هاي مربوط به هر يك در شكل زير ارائه گرديده است.

مدیریت تکنولوژی

4. روش ارزيابي قبل از اجرا توسعه محصول جديد : به اين مرحله گاهي مرحله صفر نيز اطلاق مي گردد. در واقع در اين روش ايده از ابعاد مختلف برسي و مورد تائيد قرار خواهد گرفت. براي اين روش مدل هاي زيادي توسعه يافته است. يكي از پيشرفته ترين مدل هاي رايج در اين روش در شكل زیر نشان داده شده است. خورانا و روسنتال اين مرحله را به اين شكل تعريف مي كنند :

"مرحله اي كه استراتژي توسعه محصول، در آن توسعه مي يابد"

مدیریت تکنولوژی

در اين مدل ابتدا فاز صفر آغاز مي شود. متاسفانه روسنتال و خورانا مدلي براي تفكيك ايده ها و تعيين فرصت ها ارائه نداده اند. اما پيشنهاد دارند كه هر نوآوري كه داراي پتانسيل بازار است را بررسي نمود. بايد در نظر داشت براي كالاهائي كه كاملا جديد مي باشند، ارزيابي بصورت كيفي انجام مي شود. در اين فاز يكي از مراحلي كه وجود دارد توسعه مفهومي محصول است. در اين بخش از مدل شناسايي اوليه نيازهاي مشتريان، دسته بندي بازار،وضعيت رقابتي، اهداف كسب و كار و انطباق با برنامه هاي فعلي سازمان انجام مي گيرد.

در فاز اول امكان سنجي تجاري و تكنيكي انجام خواهد گرفت. لازم به ذكر است كه در اين مرحله ضمن تعريف كامل محصول بايد برنامه ريزي پروژه توسعه محصول جديد نيز انجام گيرد. در صورت تائيد تعريف و برنامه توسعه محصول جديد پروژه وارد فاز اجرايي توسعه خواهد شد. در برخي موارد نيز به اين مدل يك مرحله ديگر نيز اضافه مي شود. اين مرحله را تجاري سازي مي نامند.

اگر چه مدل ارائه شده سازماندهي توسعه را تسهيل نموده و از سردرگمي مي كاهد اما ميزان انعطاف پذيري آن كم بوده و امكان رسيدن به موفقيت را در مراحل بعدي تقريبا صفر مي داند. اين در حالي است كه برخي از دانشمندان اعتقاد دارند تا در مراحل بعدي امكان دستيابي به موفقيت وجود دارد.

به منظور تصحيح اين مدل مي توان از ابزارهايي به منظور پوشش نقاط ضعف مدل استفاده نمود. همانگونه كه عنوان شد اولين نقطه ضعف اين مدل عدم وجود مكانيسمي براي ارزيابي فرصت هاي تجاري مي باشد. نكته ديگري در اين مدل وجود دارد عدم انعطاف پذيري آن بوده كه مي توان به اين منظور از شاخص هايي با امكان اندازه گيري بصورت دامنه استفاده نمود تا شاخص هايي كه معيار اندازه گيري آن ها صرفا يك رقم مشخص باشد.

 عوامل موفقیت انتقال تکنولوژی به کشورهای درحال توسعه

به طورکلی کشورهای درحال توسعه می توانند درس های پرارزشی از تجربه موفقیت آمیز بعضی از کشورهای صنعتی و تازه صنعتی شده بخصوص کشورهای واقع درشرق آسیا و آمریکای لاتین درامر توسعه تکنولوژی و صنعتی بگیرند. تجربه موفقیت آمیز این کشورها نشان داده است که فراگیری و انتقال گسترده تکنولوژی‌های مناسب و مدرن به این کشورها، آن ها را قادر می سازد تا بر بهره وری خود بیفزایند و درنتیجه به توسعه سریع صنعتی این کشورها منجر شده است . بعنوان مثال ، کشورهایی نظیر کره جنوبی ،تایوان ، برزیل و مکزیک بیشتر ازطریق واردات و انتقال تکنولوژی خارجی به عنوان کشورهای تازه صنعتی شده در شرق آسیا و آمریکای لاتین مطرح شوند. بطورکلی عوامل موقعیت این کشورها را می توان به دوعامل درونی و بیرونی تقسیم کرد. در درون این کشورها، عزم ملی برای توسعه تکنولوژی سرلوحه همه برنامهریزی ها و اقدامات قرارگرفته و کلیه بسترها و ساختارهای لازم برای تحقق این امر آماده شده است . در بیرون نیز، به دلیل اشباع شدن فضای سرمایه گذاری در کشورهای پیشرفته ، سرمایه گذاران غربی و شرکت های بین المللی به همکاری مشترک و سرمایه گذاری در این کشورها راغب بوده‌اند. اگرچه این کشورها را می توان بخاطر برخی خصوصیات و شاخص های کلان اقتصادی نظیر درآمد سرانه‌، حجم اقتصادی ، منابع اولیه و روند صنعتی شدنشان از دیگر کشورها متمایز کرد، با وجود این بررسی عوامل موفقیت آن ها می تواند برای کشورهای دیگری که درصدد پیروی از الگوی توسعه صنعتی مشابه آنها هستند، بسیار مفید باشد. بعضی با مدیریت کارا و موثر، همکاری نزدیک بین مراکز تحقیقاتی و صنایع، توجه به فعالیت های تحقیق و توسعه و حمایت موثر دولت، می توان درصد احتمال شکست در انتقال فناوری را به حداقل رساند.

ازمهمترین عوامل موثر در انتقال موفقیت آمیز تکنولوژی کشورهای تازه صنعتی شده ،عبارتند از:

 مدیریت کارا و موثر.

▪  همکاری نزدیک بین مراکز تحقیقاتی و صنایع.

 توجه به فعالیت های تحقیق وتوسعه.

▪  دردسترس بودن بازار کافی.

▪  قابلیت و ظرفیت جذب کشور گیرنده تکنولوژی.

▪  حمایت موثر دولت.

▪  تمایل انتقال دهنده و گیرنده تکنولوژی .

▪  سیاست توسعه صادرات.

● نتیجه گیری

انتقال تکنولوژی مقوله ای مهم و اساسی در ارتقای سطح تکنولوژی یک کشور و در نهایت حرکت به سمت توسعه پایدار است. البته این امر مستلزم توجه به مراکز تحقیقاتی و حمایت های اقتصادی و سیاسی از این‌گونه فعالیت ها است.

عوامل مهم تعیین کننده روش انتقال تکنولوژی به مقدار بسیاری شامل ترکیبی از تمایل انتقال دهنده ی تکنولوژی­ جهت عرضه تکنولوژی و دانش فنی و همچنین توانایی دریافت کننده ی تکنولوژی جهت کسب و جذب تکنولوژی است. اهمیت انتخاب روش های انتقال تکنولوژی بسیاری از کشورهای در حال توسعه را بر آن داشت که انواع مختلف روش های اکتساب تکنولوژی را جهت انتخاب مناسب­ترین آن ها آزمایش کنند.

با توجه به رشد سریع تکنولوژی ­های نو و اهمیت آن ها از لحاظ تأمین امنیت ملی، رفاه عمومی و رشد اقتصادی، غفلت از آن ها ممکن است ما را از قافله ی تکنولوژی دور کند. بنابراین باید در جستجوی راه هایی بود که دستیابی به این تکنولوژی ­ها را به سریع­ترین وجه، ممکن سازد.

برای این کار باید فعالیت های زیر در تمامی ارکان تصمیم گیری مورد توجه قرار گیرد :

1. بستر سازی فرهنگی.

2. فعال­ شدن دانشگاه در انتقال تکنولوژی و رابطه موثر دانشگاه و صنعت.

3. نقش مدیریت.

4. همکاری با کشورهای درحال پیشرفت نظیر چین ، کره ، مالزی ، هند و ... .

5. ایجاد مراکز تحقیقاتی وحمایت از کارآفرینان

گردآورنده مطالب و مولف:   محمد بزازی              مشاور علمی: دکتر مهام‌الدین طباطبایی                  ویراستاران:  ویدا محمدی، مرتضی محمدی

نظر شما در مورد این مطلب

جهت ثبت نظرات، ابتدا باید در سایت وارد شوید.

درباره مدیرسان


مدیرسان ارتباطی میان دانشگاه و صنعت


سایت مدیرسان با هدف ارتباط عمیق بین مفاهیم ارائه شده در دانشگاه و نیازمندی های صنایع تاسیس شده است. ما با درک این نیازمندی، مفاهیم مهندسی صنایع و مدیریت را با یک نگاه جدید و کاربردی در این سایت گردآورده ایم، تا شاید بتواند در گوشه ای از صنعت کشورمان گره گشای کارشناسان و متخصصان ایرانی باشند.

هدف ما از این بخش، ارائه ی مطالب پایه و اساسی در زمینه علوم مدیریت و مهندسی صنایع می باشد. شما با مطالعه این بخش، می توانید کلیدواژه های علوم مدیریت را درک کرده و با نگاه بهتری نسبت به انتخاب تکنیک ها و حل مسائل کاری خودتان اقدام کنید.